مصباح دوستان-رضا صنعتی

سلام

یه مسئله مهمی که جسته و گریخته مطرح کردم + و + این بوده که اکثر پست های من در مورد آیت الله مصباح از کتاب "مصباح دوستان" به قلم جناب آقای رضا صنعتی بیان شده...

برای آشنایی با ایشون و نحوه شکل گیری این کتاب به این لینک مراجعه کنید.لینک

اگه مطالب بیان شده خوبی و نقطه مثبتی داشته به حساب این کتاب خوب بگذارید و اگر هم کاستی ای بوده و مسائل به خوبی بیان نشده به حساب ضعف من بگذارید...

بنا داشتم که در آخر به معرفی این کتاب بپردازم (بنا به عللی که البته مقداریش سوء تفاهم بود)...

ایشاءالله خدا خدا به ایشون خیر کثیر بدن و من رو هم هدایت کنه!

مطلب زیادی درباره ی آیت الله مصباح نمونده ،احتمالا" در این باره کمتر خواهم نوشت.فعلا دوست دارم در مورد اشکالات سربازی بنویسم.


پ.ن.1:تمام نیت من این بود که مباحثی که تو این کتاب مطرح شده و فقط در کتابخانه ها یافت میشد ،در فضای اینترنت هم منتشر کنم ،به گمانم این مباحث به قدر کافی مستدل بود و نیازی به توضیح نداشت...

همین...!

ملاقات مصباح یزدی با امام خمینی (ره)

سلام

بعد مدتی ننوشتن یه پستی که قبلا آماده کردم رو براتون می نویسم.

راستش مدتی است که عجیب مشغولم و وقت نوشتن ندارم ،تقریبا دو ماه شد که نبودم و با وجود اینکه فکر می کردم وبلاگ کلا تعطیل بشه ،تعطیل تعطیل هم نشد و تقریبا روزی صد تایی بازدید داشت.

اکثرا درست حدس زدند که من این دو ماه کجا بودم و چرا نمی نوشتم...

سعی می کنم بیشتر بنویسم ،تو این مدت درس ها زیادی یاد گرفتم که شاید جور دیگه نمیشد به دست آورد.

روایتی از ملاقات مصباح یزدی با امام خمینی (ره) به روایت مصباح یزدی:

 « پس از آنکه انقلاب پیروز شد، دوران بحران فکری پشت سر گذاشته شد و آن هیجانات و ترور ها فروکش کرد و اوضاع آرام گرفت، به فکر افتادیم که برنامه های مؤسسه در راه حق را شروع کرده، توسعه بدهیم.

سال دوم پیروزی انقلاب بود؛ به اتفاق آقای محمدی گیلانی و آقای یزدی و مسئولان مؤسسه خدمت حضرت امام مشرف شدیم و راجع به مسائل حوزه گزارشی خدمت ایشان عرض کردیم. حضرت امام، حسن نظری نسبت به تحلیل های ما داشتند... بنده شروع کردم به توضیح دادن وضع حوزه و نیازهای آیندۀ آن، کمبودهایی که دارد و وضعی که باید داشته باشد. حدود ربع ساعت به طور فشرده مطالبی را عرض کردم و ایشان با کمال دقت کاملاً گوش می دادند. بعد از این که کمبودها و ضعف ها را بیان کردم، به ذهنم آمد- قبلاً هیچ قصدی نداشتم- با این شرایط سختی که امام و انقلاب دارد و ما هم این قدر منفی بافی کردیم،خوب است یک جهت اثباتی هم اشاره بکنم، گفتم: بعد از مطالبی که عرض کردم، باید به اطلاع برسانم که حرکت های محدودی هم در جهت رفع این ضعف ها شروع شده است، از جمله کاری که ۵،۶ سال است ما در "مؤسسۀ در راه حق" اجرا کردیم و این هم نتایج آن.

عرایض من که به این جا رسید، امام شروع به صحبت کردند، فرمودند: «این جا را توسعه بدهید.»

من برای این که توهمی نشده باشد که اصل رفتنمان خدمت ایشان به خاطر چنین در خواستی بوده با کمال پررویی گفتم: ما از هیچ مقامی تقاضایی نداریم ولی عرض می کنیم این کار قابل توسعه است، اگر امکاناتی باشد، می شود این کار را توسعه داد.

ایشان فرمودند:" این جا را توسعه دهید، من تا زنده هستم، خودم بودجۀ آن را می پردازم."

ما از یک طرف از عنایاتی که ایشان دارند، خیلی خوشحال شدیم و اگر این عنایت هم نمی شد، خود کلام ایشان برای ما پشتوانۀ بزرگی بود. چون همه در حوزه با کارهایی که انجام می دادیم، موافق نبودند و کسانی بودند که دوست نمی داشتند که غیر از همین کارهای جاری حوزه، کار دیگری صورت بگیرد... و احیاناً اگر طلبه هایی که می خواستند بیایند جزو برنامۀ ما با بعضی از آنها مشورت می کردند،رأی موافق نمی دادند! می گفتند: خودتان درس بخوانید و مثل استادهایشان بشوید. لذا این فرمایش امام پشتوانۀ خوبی برای ما شد و فهمیدیم که ایشان با این کار موافق هستند و می توانیم روی آن حساب کنیم.ما برگشتیم، فکر این بودیم که برای سال تحصیلی آینده ( چون وسط سال بود که خدمت ایشان رسیدیم) مؤسسه را توسعه بدهیم و کلاسی تأسیس کنیم و افراد بیشتری بپذیریم. امٌا یکی دو روز گذشت، آقای آشیخ حسن صانعی- که بعدها مسئول بنیاد پانزده خرداد شدند و آن زمان پیشکار امام حساب می شدند- آمدند منزل ما و گفتند: حضرت امام فرمودند که آیا شما برای توسعۀ این جا اقدام کردید؟

گفتم: الآن وسط سال است، معمولاً اول سال تحصیلی شروع می کنند و الآن تا اول سال باید مقدمات و برنامه هایش را فراهم کنیم.

گفتند: نظر حضرت امام این است که شما الآن شروع به کار کنید.

گفتم: ما الآن نه برنامه ریزی کرده ایم، نه بودجه ای داریم.

ایشان گفتند: شما از هر وقت شروع کردید، بودجۀ آن را از همان ماه، پرداخت می کنیم. هر وقت شروع کردید، بگویید بودجه آن را بفرستیم.

این کاملاً برای ما غیر منتظره بود. یعنی باور نمی کردیم که در آن شرایط دشواری که اوایل انقلاب بود، اصلاً امام یادشان بماند که همچو چیزی فرموده اند. ما در این فکر بودیم که بعد از چند ماه به یادشان بیاوریم که شما این طور حرفی را زده اید و ما حالا آن کار را شروع کرده ایم. خیلی مایۀ تعجب ما شد و خیلی خوشحال شدیم که کاری که ما شروع کرده ایم، مورد تأیید حضرت امام قرار گرفته. به هر حال، ما همان وقت - وسط سال – برای پذیرش جدید اعلام کردیم و گروهی را انتخاب نمودیم و امتحانات مقدماتی و برنامه ها شروع شد و ایشان از همان ابتدا بودجۀ آن را پرداخت نمودند. این جریان ادامه داشت و ما هر سال کلاس جدیدی تأسیس می کردیم که قبلاً ممکن بود هر چند سال یک بار بتوانیم کلاس جدیدی تأسیس کنیم. آن جا کم کم رواج پیدا کرد...»

________________________________________________________________________

1- برداشت آزاد است. لطفا متعصبانه نظر ندهید...

این فقط روایت یک ملاقات بود!

پ.ن:راستی اگر کسی بار اول است که قدم به این وبلاگ گذاشته بهتره پست های قبلی با موضوع "مصباح کیست؟" رو مطالعه کنه و زود قضاوت نکنه! و من رو به هزار مطلب متهم نکنه...

انتقام  ِمصباح یزدی-عکس

سلام

باز هم مطلبی در مورد سوابق مبارزاتی مصباح یزدی...

یکی از نشریاتی که در سالهای دور در قم علیه رژیم شاهنشاهی بعد از نشریه بعثت منتشر می شد ،نشریه انتقام بود ،اولین شماره ی نشریه ی انتقام که در بالای صفحه ی اول آن آیه ی مبارکه ی "انا من المجرمین منتقمون" درج شده بود در 29 آذر 1343 منتشر شد.

نشریه بعثت نشریه ای بود که به وسیله عده ای از طلبه های حوزه علمیه قم منتشر می شد و چون شروع انتشار آن با مبعث حضرت رسول-ص- مقارن شد اسمش را بعثت گذاشتند.

تصویر با کیفیت بالا

 ndv3un25df6lig89u1.jpg

تصویر با کیفیت پایین

 ozbfsflc5s6vqhhafe8n.jpg

بنا به مسائلی:

به علت آنکه بعضی از بیوت از این جریان(انتشار بعثت) آگاه بودند و کسانی هم که در تهیه ی ماشین ،تکثیر و... موثر بودند ،ارتباط نزدیکی با آن بیوت داشتند ،آن مقدار که زیر فشار بودیم ،آزاد نبودیم و باید مسائلی را رعایت کرده و احتیاطاتی داشته باشیم.از طرفی بعضی مطالبی را که می نوشتند مورد قبول ما نبود ،اما چون بنیان گذارانش آنها بودند و نشریه در اختیار آنها بود ،مجبور بودیم آن مطالب را بپذیریم. این بود که به فکر افتادیم نشریه ی دیگری که مستقل باشد و فقط علاقه مندان به حضرت امام در آن مشارکت داشته باشند و نیازی به رعایت ملاحظات دیگر نداشته باشد و ترویجی از بعضی بیوت یا از بعضی کارهایشان نشود و مستقل در جهت مبازه با دستگاه کفر و صرفا در همان جهت حمایت از روحانیت مبارز فداکار قدم بردارد ،را راه اندازی کنیم تا این که با کمک آقای هاشمی توانستیم ماشین دیگری تهیه کنیم و نشریه ای به نام "انتقام" را تاسیس کردیم1...

البته خود آقای هاشمی از این که ما این کار را انجام می دهیم ،اطلاع داشتند2 ولی مشارکتی در آن نداشتند.

آیت الله مصباح و عده ای تصمیم به انتشار نشریه ی مستقل ای به نام انتقام گرفتند.

تصویر با کیفیت بالا

4a3by5ttq0gqkroyzf31.jpg

تصویر با کیفیت پایین

5596c8keces8eupkm9o.jpg

آیت الله مسعودی خمینی در رابطه با نشریه ی انتقام و آیت الله مصباح چنین می گویند:

مطالب نشریه ی انتقام به قدری انقلابی و تند بود که الان نیز وقتی که انسان آنها را مطالعه می کند لرزه بر اندامش می افتد...

یادم می آید که ایشان(آیت الله مصباح یزدی)مقاله ای در رابطه با "موسی چمبه" که از دیکتاتور های کنگو بود ،نوشته بود. وی در این مقاله شاه را با موسی چمبه مقایسه کرده و نوشته بود:"موسی چمبه ی ایران را بشناسید" اگر آن زمان معلوم میشد که چه کسی این نشریه را تهیه می کند و این مطالب را می نویسد ،قطعا" آقای مصباح به بهشت رفته بود ،ولی قسمتش این بود که بماند و این روزها را ببیند.

خود آیت الله مصباح درباره ی نشریه انتقام می گویند:

یک نکته ی دیگر هم که نمی خواستم و نمی خواهم وارد بشوم ولی ناچار اشاره ای می کنم آن است  که کسانی که در مبارزه ی مخفی و سری وارد می شدند ،نمی آمدند افشا بکنند ،"بعثت" و یکی هم "انتقام". سوال کنید این نشریات را چه کسی منتشر می کرد؟ در نشریه ی بعثت بنده از اعضای اصلی بود و نشریه ی انتقام هم عمده کارش را اصلا" خود بنده انجام می دادم و حتی نزدیک ترین دوستانم خبر نداشتند ...

حالا من باید بیایم و در بوق کنم که آقا ما چه مبارزاتی کرده ایم؟3

 تصویر با کیفیت بالا

n8cnl0ju29c19jpxlr4.jpg

تصویر با کیفیت پایین

3ey9fufovzfula4gv56w.jpg

بعدتر و در ماجرای قتل منصور و لو رفتن هیئت های مؤتلفه و محکوم شدن تنی چند از اعضای آن به حبسهای طولانی و اعدام برخی دیگر به خاطر پیدا شدن این نشریه در میان اعضای هیئت های مؤتلفه ساواک به شدت به این نشریه حساس شد و لو رفتن یکی از اعضای رابط توزیع نشریه در شیراز که به صورت مستقیم این نشریات را از آیت الله مصباح دریافت می کرده است(البته نه به عنوان موسس بلکه به عنوان طلبه ای که واسطه پخش بوده است) تحقیقات ساواک و تحت تعقیب قرار گرفتن موسسان نشریه ی انتقام دیگر منتشر نشد.

________________________________________________________________________

1-مصباح یزدی

2-دستگاه پلی کپی را آقای هاشمی تهیه کرده بودند.

3- فصلنامه ی کتاب نقد ش 14و15 ص 62


پ.ن.1:البته این داستان انتشار توضیحات مفصلی هم دارد که شاید در زمانی مناسب بیان کردم.

پ.ن.2:برای کسانی که برای بار اول پای به این وبلاگ می گذارند و در ذهنی خود کوهی از شبهه در مورد آیت الله مصباح دارند توصیه می کنم که پست های زیر را هم در پاسخ به دیگر شبهات در مورد ایشان است مطالعه کنند.

مصباح کیست؟

متهم ردیف اول:مصباح یزدی!

مصباح دوستان

مصباح:به حساب اصلاح طلبان خواهیم رسید...

مصباح یزدی به لندن رفت...

تفاوت یک فتوا از آیت الله مصباح و آیت الله صانعی

جواب آیت الله مصباح به اتهامات حجت الاسلام محتشمی پور...

اسناد رسوایی مخالفان مصباح یزدی+عکس ....!

نمونه هایی از توهین های روزنامه ها به مصباح یزدی+عکس....!!!!!

جوابیه ای که تابناک منتشر نکرد!

سلاح مخصوص مصباح یزدی...!

چرا مصباح یزدی با تصمیم امام مخالفت کرد؟

اساسنامه هیئت مدرسین به خط مصباح یزدی-عکس

نامه شهید بهشتی به آیت الله مصباح یزدی+عکس نامه

نامه شهید بهشتی به آیت الله مصباح یزدی+عکس نامه

سلام

نامه ای از شهید بهشتی به آیت الله مصباح...

در این نامه است که شهید بهشتی به آیت الله مصباح می گوید: شما مصباح دوستان هستید....(با خط سبز مشخص شده)

109cex8civogntsmqhx2.jpg

29roya0vcbi2xqs123.jpg

منبع:کتاب مصباح دوستان (ببخشید کیفیت کپی خیلی خوب نیست ولی با کیفیت بالا اسکن شده و تقریبا اکثرش قابل خوندنه)

پست مرتبط: مصباح دوستان

والسلام

اساسنامه هیئت مدرسین به خط مصباح یزدی-عکس

سلام

ابتدا از دوستان برای این چند روزی که نتونستم مطلب جدیدی بنویسم عذر خواهی می کنم ،از لطف دوستان و بعضا سایت ها که دعوت به همکاری کردند تشکر می کنم و از نظر من مانعی برای ذکر مطالب این وبلاگ در سایت های مختلف با ذکر منبع وجود نداره(به خاطر مشکلاتی که بعد از پست تفاوت تشیع پیکر کشتگان جنگ در ایران و امریکا+عکس به وجود اومد به نظرم ذکر منبع مهم شد!)از اینکه این دوستان سعی در نشر و توسعه بیشتر این مطالب دارند کمال تشکر رو دارم.البته من هیچ وقت حاضر نیستم پولی بابت حمایت از وبلاگم پرداخت کنم!

اگر این مطالب خوب و مستدل است که مورد توجه بعضی سایت ها قرار گرفته پس به خاطر تمام صحبت ها و ادعاها در رابطه با کار برای رضای خدا و روشنگری و... نباید برای توسعه و نشر این مطالب پولی مطالبه بشه و اگر این نیت ها در کار نیست پس این سایت ها لطف کنند و تابلوی سایت خودشان را تغییر دهند.

از این که در تیتر پست قبل هم اشتباهی در تایپ(حرف الف به جای حرف عین) رخ داده بود هم عذر خواهی می کنم.

یه تبریک هم به همه شما که باعث بازدید صد هزار نفری از این وبلاگ شدید میگم ،گمان نمی کردم به این سرعت بتوانم صد هزار بازدید داشته باشم.

در این پست تصویری از صفحه اول اساسنامه هیئت مدرسین به خط آیت الله مصباح یزدی را منتشر می کنم.البته این اساسنامه داستان طولانی ای هم دارد که ساواک به شدت دنبال این مطلب بوده است که نویسنده این اساسنامه را شناسایی کند ،خود ساواک معتقد بود که این اساسنامه به خط مصباح یزدی است ولی ایشون در بازجویی ها با زرنگی خاصی و با تغییر خط ساواک را فریب می دهند.

تصویر با کیفیت بالا(لینک کمکی)

zm0w4nmwry42wast64qn.jpg

تصویر با کیفیت پایین(لینک کمکی)

l3cpzvo6wwo31tzcvz5h.jpg

در این زمینه دیدن اسنادی در رابطه با چگونگی لو رفتن هیئت مدرسین و خطرات این هیئت هم خالی از لطف نیست.

(لینک کمکی)

5ia2dg5gnoqsgs0dlcw7.jpg

(لینک کمکی)

4pjsjfaf7fa0gdhrdueu.jpg

(لینک کمکی)

d8mjyscm3euk7g3k8pfd.jpg

منبع تصاویر:کتاب مصباح دوستان

پ.ن.1:برای دیدن تصاویر در ابعاد واقعی روی تصاویر کلیک کنید.

پ.ن.2:این پست به نوعی نشان دهنده بخشی از سابقه انقلابی آیت الله مصباح یزدی هم می باشد.

پ.ن.3:به دلیل مشکلات به وجود اومده در بلاگفا و امکان بروز مشکلاتی دارم سعی می کنم برای تک تک پست های وبلاگ یک نسخه جایگزین در جای دیگری ذخیره کنم از این به بعد یک لینک کمکی هم برای مطالب وبلاگ می گذارم.(ایشاءالله که مشکلی به وجود نیاد)

http://ammar110.mihanblog.com/post/1

پ.ن.4:برای کسانی که موفق به دیدن تصاویر نشدن عکس های رو یه جای دیگه هم آپلود کردم.

چرا مصباح یزدی با تصمیم امام مخالفت کرد؟

سلام

یکی دیگر از اتهامات آیت الله مصباح یزدی مخالفت با تصمیم امام درباره ی تحریم جشن نیمه ی شعبان است و همواره این سوال مطرح میشده است که :

چرا مصباح با تصمیم امام مخالفت کرد؟

به عنوان مثال...

آقای موسوی تبریزی در این رابطه چنین می گویند:

«در سال 57، امام نزدیکی های نیمه شعبان اعلام کرد که به خاطر شهدای زیادی که انقلاب داده است و به خاطر مبارزه با رژیم شاه، امسال نیمه شعبان را جشن نمی گیریم... در قم، موسسه در راه حق که آقای مصباح یکی از گردانندگان آن جا بود، مراسم جشن گرفتند!»روزنامه آریا:25مرداد 78

آقای عبایی خراسانی نیز چنین می گویند:

«نکته ای که درباره موسسه در راه حق هست، بعضی مواضع این موسسه در برابر مواضع امام است. مثلا موردی که در جشن نیمه شعبان روی داد. با این که ما نسبت به امام زمان (علیه السلام) بایستی همیشه به یاد ایشان باشیم و انقلاب را به سمت مورد نظر ایشان هدایت کنیم، ولی در یک زمان، امام مصلحت نمی دیدند که جشن نیمه شعبان برگزار شود. شاید به این دلیل که ما عزادار بودیم و قوانین اسلام و قرآن هتک شده بود. در این جا حتی امام (قدس سره) به دوستان سفارش کردند و  پیام فرستادند که در جشن نیمه شعبان کاری که خوشحالی را نشان دهد، انجام ندهید.

چون ما خوشحال نیستیم و خود امام زمان (علیه السلام) هم به خاطر کارهای طاغوت نسبت به اسلام و انقلاب و نسبت به حمایت از اسراییل و دشمنان اسلام ناراحت است و بنابراین، خیلی شادی نکنید. متاسفانه ما می بینیم موسسه در راه حق، در این مورد به نحو دیگری عمل می کنند و جشن گرفتند. از همین جشن معلوم شد که عده ای از اینها مواضعشان موضع امام نبود و عملا روش انجمن حجتیه را ابراز کردند و من کاملا حال و هوای آن سال را یادم هست. در آن زمان، انجمن حجتیه و موسسه در راه حق از مواضع امام حمایت نکردند، بلکه نظریات دیگری بر خلاف نظر امام دادند و عمل کردند.»(این متن را در ماهنامه گزارش:اسفند 80 و فروردین 81 ش 132و 133 ،ص 51و52 هم می توانید مطالعه بفرمایید)

پس از انتشار این ادعا، آیت الله استادی ضمن مقاله ای با عنوان "کم حافظگی و دروغ" با رد این اظهارات، به دفاع از آیت الله مصباح و موسسه در راه حق پرداخت. در قسمتی از این مقاله چنین آمده است:

«خدا کند این آقایانی که بنا گذاشتند حضرت مصباح را خاموش کنند، لااقل از دروغ و خلاف واقع گویی بپرهیزند... در سال 57-56 موسسه در راه حق در دست ساختمان بود و کارهای فرهنگی آن مرکز در یک خانه قدیمی در کوچه ای تنگ که اصلا مناسب با جشن نبود، انجام می گرفت که در همان خانه، برخی از اساتید و بزرگان حوزه و حامی انقلاب حاضر می شدند و موسسه در راه حق (که یار صمیمی امام، ﺣﺠﺔ الاسلام و المسلمین شهید حقانی در هیئت مدیره اش بود) را به خاطر برنامه های سازنده اش مورد تقدیر و تشویق قرار می دادند و حتی تا بدو پیروزی انقلاب هم هنوز ساختمان موسسه آماده نشده بود و به یاد دارم که ﺣﺠﺔ الاسلام و المسلمین فاکر خراسانی در همان خانه آمد و گفت ما در صددیم اعلامیه هایی که مردم و همه اصناف و متدینان در شهر و روستاها درباره نهضت امام خمینی (قدس سره) منتشر کرده اند را گردآوری کنیم تا به اتکای این اسناد زنده، به ملی گرایان و دگر اندیشان بفهمانیم که شما در پیروزی این انقلاب و نهضت اسلامی سهمی ندارید، بی جهت مدعی نشوید. عامل پیروزی، مذهب و مذهبی بودن مردم بود. در همان خانه قدیمی کذایی بود که آقای دکتر ... برای اداره برخی کلاس ها می آمد و نزد یکی از افاضل، برخی درس ها را می خواند. البته ممکن است کم حافظگی، ایشان را هم به انکار وادارد. این را برای آن عرض کردم که شاهد مورد قبول آقایان یاد شده باشد.

موسسه در راه حق و شخص جناب آقای مصباح و برنامه های خوب و سازنده اش آن قدر مورد توجه حضرت امام (قدس سره) بود که از بدو پیروزی انقلاب تا رحلتشان؛ تمام هزینه های برنامه های آموزشی حضرت آیت الله مصباح را مرحمت می کردند که نسبت به آن زمان، مبلغ قابل ملاحظه ای نبود . می توانید از ﺣﺠﺔ الاسلام صانعی و دیگر عزیزان آگاه از دفتر آن امام بزرگوار بپرسید و امام فرموده بودند که اگر توسعه هم پیدا کند، هزینه ها را تامین می کنم.

"ببین تفاوت ره از کجاست تا به کجا" امام چه می فرماید و مدعیان پیروی از امام چگونه خلاف می گویند و می نویسند و فکر فردای قیامت هم حتما هستند. مدت ها حضرت مصباح با آیات عظام محمدی گیلانی و مظاهری مباحثه داشتند، از آنان بپرسید تا مقام فضل و دیانت وی برایتان روشن شود... عزیزی که در طول عمر از علاقه مندان و شیفتگان حضرت امام (قدس سره) بوده ، امروز به جرم اینکه می خواهد جلوی برداشت های انحرافی از اسلام و قرآن را بگیرد، مورد هجوم و اهانت قرار گرفته است که همه آشنایان با او و کسانی که از وی شناخت صحیحی دارند، ناراحتند. اما خوشبختانه او از آن بیدها نیست که با این بادها بلرزد و شنیده ام تصمیم دارند دشمنی ها و ناسزاها و تبلیغات دروغ را از داخل و خارج تحمل کند و به بحث های روشنی بخش خود ادامه دهد ... خدایا این درد را به که بگویم که مصباح را می خواهند با فحش و بدگویی و کاریکاتور و تبلیغات وسیع، خاموش کنند "و هم یحسبون انﱠهم یحسنون صنعاً" وقتی به یاد می آورم علاقه رجال الهی مانند آیت الله خاتمی (والد ماجد حضرت آقای خاتمی، ریاست جمهور محترم و عزیز، دامت توفیقاته) را به آقای مصباح، به خود می گویم، آنها چه می گفتند و برای دلسوزان دین و اسلام چه قدر ارج قایل بودند و اینها که به قول خودشان قرائت خاصی از دین دارند، چه می گویند؟! پنجاه سال تلاش علمی، تقوی، تعلیم و تربیت، انجام خدمات به نظام اسلامی، حمایت از امام و رهبری، نگارش آثاری سودمند و ارادت خاص به امام زمان (عجل الله) را به نام این که او مروج خشونت است، می کوبند و خدا گواه است که دروغ می گویند. او مروج دین است، نه مروج خشونت و بدترین خشونت، همین خشونت های قلمی ارباب بی مروت برخی روزنامه هاست.»روزنامه رسالت 8 شهریور 78.

ایشان همچنین در مصاحبه ای اعلام کردند:

«آقای مصباح، مدیریت بخش آموزش موسسه را به عهده داشتند و ما چون از طرفی ایشان را لایق می دانستیم و از طرفی نیز نمی خواستیم با اعمال مدیریت شورایی، کارهای ایشان را دچار وقفه کنیم،هیچ دخالتی در بخش آموزش نداشتیم و ایشان نیز هیچ نقش و دخالتی در کارهای ما نداشتند.»

پ.ن.1:ببخشید اسکن تصویر یه کم بزرگه!

آخه یه بنده خدایی اسناد و سوابق مبارزاتی ای که تو وبلاگ منتشر کرده بودم رو جایی گذاشته بود یکی اومده بود گیر داده بود که این اسکن ریزه ،خوندنش سخته ،کیفیت نداره و این صحبت ها...

برای من گذاشتن عکس با حجم چندین مگابایت هم کاری نداره من به خاطر کسانی که از Dial up استفاده می کنند سعی کنم حجم و کیفیت تصویر در حد معمولی باشه که برای کسی مشکلی پیش نیاد.

خلاصه اگر جایی عکس رو نقل کردید و از این ایرادهای بنی اسرائیلی کسی گرفت بگید برای با وضوح بالا براش اسکن کنم.

راستی تو اسکن به متن پایین سمت راست دقت کنید در تعریف حجتیه یه مسئله ای بیان شده که جالبه...

حجتیه کسانی بودند که معتقد به تز جدایی دین از سیاست بودند ،به نظر شما چه کسانی امروز قائل به این طرز فکر هستند؟و در چه گروه سیاسی ای قرار دارند؟

تئوریسین خشونت:اینها را هرجا پیدا کردید بکشید!

سلام

در ادامه پست های آیت الله مصباح این بار نمونه ای دیگر از تحریف رو به شما نشون میدم.

آیت الله خزعلی در تفسیر آیه ای از قرآن درباره منافقین مدینه این صحبت رو انجام داده بودند که بعد از حوادثی آیه ای نازل میشه که خداوند فرمان میدهد وارد جنگ با منافقین بشوید.

اما...

روزنامه های نوشتند:


اما نکته اصلی این بود که تکذیبیه این ماجرا پنج روز بعد منتشر شد ،نکته هایی در این تکذیبیه جالب بود:

1.این جمله قسمتی از ترجمه ی یکی از آیات قرآن است که در خصوص منافقین مدینه نازل و آیت الله خزعلی با همین قصد ترجمه ی آیه را خوانده بود!

2.آیت الله خزعلی در همان سخنرانی ،ضمن تاکید بر این مطلب که این جمله مربوط به آشوبگران و منافقین زمان پیامبر است ،تاکید کرده بودند:

"اما اقدام امروز ،باید منطبق با نظر مقام معظم رهبری و در تبعیت محض از ایشان باشد...

هیج جوانی حق ندارد حتی یک منحرف را بکشد و اقدام خودسرانه انحام دهد ،همه ی این امورات باید در کانال قانونی و زیر نظر رهبری باشد." نگاه کنید به روزنامه ی صبح امروز 5 اردیبهشت 79،ص 3، جوابیه آیت الله خزعلی.

پ.ن.1:بعد از این تیتر شما می توانید که به فرد مورد نظر هر گونه توهینی انجام بدید ،به هر نوع کاری متهمش بکنید ،فحاشی به اون انجام بدید ،مظلوم نمایی کنید و دست آخر یک تئوریسین خشونت به جامعه تحویل بدهید...!

به همین راحتی...

سلاح مخصوص مصباح یزدی...!

سلام

داشتم خبرا رو می خوندم یه مطلب تو آسوشيتدپرس نوشته بود + که مصباح تو یک کتاب گفته ایران باید به فکر تولید اسلحه های مخصوص باشه...

Ayatollah Mohammad Taqi Mesbah Yazdi in which he wrote Iran should not deprive itself of the right to produce these "special weapons."

و این خبر با سرعت زیاد تیر یک اخبار دنیا شد.

نکته جالب برای من این بود که نویسنده این مقاله یه ایرانی بوده! آقای ALI AKBAR DAREINI !!!

نمی دونم انگار بحث مصباح هراسی از سطح ایران ارتقا پیدا کرده و به سطح جهانی کشیده شده...

برای من همیشه سوال بوده که چرا آیت الله مصباح انقدر مهمه؟

چرا همه می خواهند علیه اون مطلب بنویسند؟

شما می دونید اسم اون کتاب مورد اشاره آسوشيتدپرس چیه؟

به نظر شما چرا تو خبر به اسم کتاب اشاره ای نشده؟

اصلا چنین کتابی وجود خارجی داره؟

معنای سلاح مخصوص چیه؟

کلا به جای گنجشک دور سرم داره علامت سوال می چرخه؟


شما به این سوال ها جواب بدید ،منم یه جواب کلی برای اون دارم...

این جواب رو از بچه ها در سلسله موضوعات مصباح کیست یاد گرفتم!

سوء استفاده غیر اخلاقی یک سایت خبری...

سلام

نمی خواستم وارد درگیری با امثال این سایت ها بشم و کاری به کارشون نداشتم ولی انگار اونا با من کار دارن.اینم یه نمونه از اقدام های اخلاقی یک سایت خبری سرشناس...!

جالب اینه که من متهم به بی اخلاقی میشم و حتی جوابیه من هم منتشر نمیشه!

میشه یکی به من توضیح بده چطور امکان داره در حالی کسی که از صفحه بازدید نکرده باشد ،نظری در سایت درج بشه؟اگر فرض رو بر مشکل دار بودن کانتر بازدیدکنندگان بگذاریم میشه بگید چرا کامنت تو متن خبر درج شده نه تو قسمت نظرات...!؟

خطاب به دوستانی که خودشون می دونند ،من نمی ترسم...

هنگامیکه شیپور جنگ نواخته میشود ،مرد از نامرد شناخته می شود...

پس ای شیپور ها بنوازید...

چرا بعضی ها هر حرفی رو قبول می کنند؟(2)

تو پست قبل در مورد این که چرا بعضی ها هر حرفی رو قبول می کنند نوشتم ،سعی می کنم با چند تا مثال بیشتر توضیح بدم.

مثال اول جرثقیل گیر کرده در بنای مقبره الشهدا است.

حتی کار تا جایی بالا گرفته بود که فارس هم نمی دونست که چگونه مي توان جرثقيل به اين بزرگي را از گنبد ساخته شده بيرون كشيد!

من وقتی رفتم و از نزدیک دیدم باورم نمیشد که جرثقیل رو خارج کرده بودن!:))) (یه عکس هم گرفتم ،البته از تو ماشین در حال حرکت عکس انداختم و کیفیت خوبی نداره)

مثال دوم عکسی از آقای ناطق نوری است که روی صندلی در یک خانه ویلایی نشسته است و به دور دست ها می نگرد! یه بنده خدایی به من گفت که این ویلای آقای ناطق نوری در شمال است و در کنار این عکس چندین عکس دیگه قرار می گیره و یه دروغ بزرگ ساخته میشه...

که بله آقای ناطق چه ویلای بزرگ و چند صد میلیونی ای داره!

در حالی که این عکس در سفر ایشون همراه با رئیس مجلس در اوگاندا گرفته شده!منبع

مثال سوم دیگه تصویری نیست...

خودم چند روز قبل برای کار اداری به جایی مراجعه کرده بودم ولی سیستم شبکه ای اداره از مرکز قطع بود و امکان انجام عملیات ممکن نبود ،یه بنده خدایی هنوز فرق بین روشن بودن مانیتور و وصل بودن شبکه رو نمی دونست داد و بیداد می کرد که چرا کار ما را انجام نمی دید و گمان می کرد چون مانیتور روشن است و تصویر دارد سیستم باید کار کند!

و ده ها و صدها مثال دیگر مثل سی دی هایی که از آیینه ماشین ها آویزان میشد که مثلا پلیس با دستگاه های سرعت سنج نتواند که سرعت ماشین را تشخیص دهد!

یا کوتاه بودن سقف مترو مشهد! یا....

چرا ما این گونه عمل می کنیم چرا ما مسئله ای که نمی دانیم را باور می کنیم!؟باید با بدون منبع و علمی حرف زدن برخورد کرد هیچ کس و هیچ گروهی نباید بی منبع حرف بزند...

دوست داریم در عالم خودمان دل خوش باشیم ،البته این روحیه در بعد انتخاب هم به درد عده ای خورد و کسی نپرسید که چرا تقلب شده؟دلیلش چیه؟

و حتی وقتی جناب انصاری نتوانست به سوالات پاسخ بدهد کسی نگفت چرا به سوالات پاسخ داده نمیشود؟ چون ما دوست داریم در عالم خودمان زندگی کنیم و دوست نداریم دیوار باور ها و آروز های ما ترک بردارد...!

تنها راه مبارزه با این فضا به نظر من توسعه ی این توصیه قرآن است....

یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَقُولُوا قَوْلًا سَدِیدًا

ای کسانی که ایمان آورده‌اید! تقوای الهی پیشه کنید و سخن حق بگویید...(احزاب-70)

سدید یعنی محکم و استوار حرف زدن...

پ.ن.1:به این لینک برید و به خلیج فارس را بدید.

چرا بعضی ها هر حرفی رو قبول می کنند؟

سلام

خیلی وقته که نظرات مردم رو می خونم ،همیشه برام این سوال بوده که چرا بعضی ها هر حرف باطل یا مشکوک و بی دلیلی رو می شنوند به سرعت قبول می کنند ولی اگه بخواهی برای همون مردم توضیح بدی که این حرف اشتباهه باید صدها صفحه مطلب و استدلال بیاری...

همیشه فکر می کردم آیا فقط مختص این زمان بوده ،آیا علل زمانی و مکانی سبب این صحبت ها و باور هاست؟چطور میشه به این مردم کمک کرد؟

تو پست مربوط به خودم هم نوشتم ،بسیاری از ما فقط به کوهی از خبرها تبدیل شدیم! ما دوست داریم اون نظری که به خورد ما دادن در مورد افراد بشنویم و قبول کنیم ،ما همه جا ادعا می کنیم طرفدار حق هستیم اما اگر کلامی بر خلاف نظر خودمون بشنویم ،کلام رو خفه می کنیم.

برای اثبات این موضوع به خودم و شما سعی کردم از سیاه ترین نقطه هایی که تو سیاست در ذهن و دل هر کسی بود شروع کردم، "مصباح یزدی" با کوهی از همان حرفها و تهمت ها ،در تک تک پست هایی که در مورد مصباح نوشتم ،سعی کردم جوری بنویسم که کمتر خدشه به مطالب من وارد بشه(که شاید نظرات خوانندگان و فحاشی ها این نکته رو اندکی تأیید کنه) به کسی کلام دروغی نبستم ،برای تمام مطالبم منبع ذکر کردم ولی باز هم عده ای مطلب رو قبول نکردند.

مثلا در پست اسناد رسوایی مخالفان مصباح و پست قبلی اون من تنها کاری که کردم این بود یه عکس از صحبت های آقای محتشمی پور رو گذاشتم(که متهم به دروغگویی نشم)بعد در جواب اون عکس من فقط اسکن نامه های مصباح بعد اون تاریخی که ایشون ذکر کرده بود را گذاشتم ولی باز هم عده ای قبول نکردند ،این خیلی قابل تأمله...

چرا عده ای اینجوری هستند؟این افراد چطوری قانع میشن؟ آیا اصلا میشه این افراد رو قانع کرد؟

شاید نکته ای که اینجا مهم باشه فضا و عدالت رسانه ای باشه که این فضا ایجاد بشه که تمام حرف ها زده بشه و مردم انتخاب کنند ،نکته مهم تر اینه که حرف باید درست زده بشه ،شاید بعضی ها حرف های خوبی میزنند ولی برای بعضی ها خوب حرف زدن مهم تره!  بعضی ها دنبال راهی برای دبه کردن میگردن...

چرا من یک واقعیت و حقیقت صرف رو با عکس و تصویر بیان می کنم عده ای فحاشی می کنند؟مطلبی که گوینده هم به دروغ بودن اذعان داره به قولی شاه می بخشه ولی....

توی همین صحبت ها و فکر ها بودم که یه سخنرانی از استاد پناهیان شنیدم.این صحبت ها نکته های جالبی داشت.شاید شنیدنش خالی از لطف نباشه...

ایشون بخشی از خطبه حضرت زهرا سلام الله علیها رو خوندند که برای من تازگی داشت.دو صفت مردم اون روزگار مدینه...

فالتفت فاطمة عليهاالسلام الى النساء، و قالت:
مَعاشِرَ الْمُسْلِمينَ الْمُسْرِعَةِ اِلى قيلِ الْباطِلِ، الْمُغْضِيَةِ عَلَى الْفِعْلِ الْقَبيحِ الْخاسِرِ، اَفَلا تَتَدَبَّرُونَ الْقُرْانَ اَمْ‏عَلي قُلُوبٍ اَقْفالُها، كَلاَّ بَلْ رانَ عَلى قُلُوبِكُمْ ما اَسَأْتُمْ مِنْ اَعْمالِكُمْ، فَاَخَذَ بِسَمْعِكُمْ وَ اَبْصارِكُمْ، وَ لَبِئْسَ ما تَأَوَّلْتُمْ،

آنگاه حضرت فاطمه عليهاالسلام رو به مردم كرده و فرمود:
اى مسلمانان! كه براى شنيدن حرفهاى بيهوده شتابان بوده، و كردار زشت را ناديده ميگيريد، آيا در قرآن نمى‏انديشيد، يا بر دلها مهر زده شده است، نه چنين است بلكه اعمال زشتتان بر دلهايتان تيرگى آورده، و گوشها و چشمانتان را فراگرفته، و بسيار بد آيات قرآن را تأويل كرده، و بد راهى را به او...

این صحبت ها در جواب ابوبکر گفته میشه که حضرت زهرا رو به مردم حواله میده! البته این خطبه شرح مفصلی داره که شما می تونید متن خطبه رو از اینجا ببینید ،تو این خطبه بحث هایی صورت میگیره و حضرت زهرا استدلال های مختلفی در این مورد بیان می کنند و وقتی ابوبکر از استدلال عاجز میشه میگه هرچی مردم بگن!(استدلال های حضرت زهرا را می تونید از اینجا مطالعه کنید)

شاید بهتر باشه ادامه داستان رو گوش کنید...(دانلود)

احتمالا بعد این صحبت ها دنبال صحبت های آیت الله بهجت در مورد کنفرانس برلین می گردید، اگه خواستید می تونید همین جا گوش کنید...(دانلود)

(البته دو تا صحبت بالا بخشی از یک سخنرانیه که من سعی کردم بخش های مربوط به بحث رو فقط بیارم اگه کسی تمام صحبت ها رو می خواهد بگه که براش بذارم.)

شاید بشه ادامه داد که نکته مهمی هم که توی صحبت های آقای پناهیان هم بود اینه که بچه مذهبی ها و کسانی که این ادعا رو دارند باید مراقبت کنند ،جوری صحبت کنند که محکم و استوار باشه ،شاید مشکلی که تو این سالهای اخیر به وجود اومده اینه که افراد محکم و استوار صحبت نمی کنند که باعث میشه کسانی که تو دلشون مرض و غرضی دارند گوشه ای از صحبت ها را تمسخر و کل کلام رو از بین ببرند.به نظر من الان محکم و با دلیل حرف زدن از نون شب هم واجب تره!

از یه طرف هم یاد بالاترین و اون نویسنده با اخلاق افتادم که با دیدن تیتر اشتباه کردن! عیبی نداره بدونید که این سبقه تاریخی داره و قبل از شما هم چنین کسانی بودند.این حدیث هم خیلی مهم بود که خدا نمی گذاره که مومن هیچگاه باطل رو جای حق اشتباه بگیره.روش به نظرم باید خیلی فکر کرد.

از یه طرف هم باید نشست و کلاه خود رو قاضی کرد که چرا ما این طوری هستیم که دوست داریم بدی و زشتی ای از مردم ببینیم؟چرا ما خوشحال میشیم آبرویی از کسی بره!؟ شاید مریضی و مشکلی روحی داریم یه وقت نشه همه فرصت ها تموم شده باشه و دستمون از دنیا کوتاه...

بیایید همه موافق و مخالف محکم و استوار صحبت کنیم مگه همه ی ما ادعای حق بودن نداریم پس چرا می ترسیم با دلیل صحبت کنیم؟البته نباید این با آزادی بیان اشتباه بشه! تو آزادی بیان شما آزادی هر چی بگید چه راست چه دروغ!ولی تو قول سدید همه آزادند که صحبت کنند ولی باید با دلیل و منطق صحبت کنند.

یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَقُولُوا قَوْلًا سَدِیدًا

ای کسانی که ایمان آورده‌اید! تقوای الهی پیشه کنید و سخن حق بگویید...(احزاب-70)

پ.ن.1:از دوست عزیز هم که نظر داده تشکر می کنم ،من دقت نکردم اگه جایی لفظ آقا ذکر نشده قصد بی احترامی نبوده و اتفاقی بوده ،البته از سر صمیمیت هم میشه باشه :)))

‫جوابیه ای که تابناک منتشر نکرد‬!

سلام

چند روز پیش سایت تابناک در مورد یکی از مطالب بنده (که خیلی هم جنجالی شد) یک مقاله نوشته بوده + و من بعد از چند روز از طریق دوستان مطلع شدم.

جوابیه ای به این سایت ارسال کردم که متاسفانه منتشر نشد!حالا آیا این کار اخلاقی است  یا نه من نمی دونم ولی خدا بزرگه من یکی که به این مسائل عادت کردم!

از کسانی که بار اولشان هست که به این وبلاگ می آینده خواهش می کنم اول تمام بحث ها با موضوع مصباح کیست؟ را بخونند بعد قضاوت کنند که آیا من جزء توهین کنندگان به آیت الله مصباح هستم یا نه؟آیا کسی که این توهین ها را نقل کند مستحق برخورد است یا گوینده این سخنان!؟

متن جوابیه منتشر نشده:

سلام



احتراماً، با توجه به خبر به شماره كد ۹۸۵۶۷ مورخ 24/2/1389 با عنوان <<سواستفاده غیراخلاقی یک کاربر از امکانات یک سایت>> جوابيه زير جهت درج در آن سايت تقديم مي گردد، خواهشمند است دستور فرماييد جهت اطلاع بینندگان گرامي در اسرع وقت اطلاع رساني لازم صورت پذيرد. در صورت عدم درج پاسخ یا ایراد اتهامات دوباره در انتشار جوابیه، بنده حق چاپ این جوابیه و توضیحات آن را در سایت های دیگر محفوظ می دانم.

بنده صاحب یک وبلاگ در حد یک لینک در یک سایت خبری هستم که بنا به گفته شما سوء استفاده غیر اخلاقی از امکانات یک سایت کرده ام. البته اعتراف می کنم متن خبر سایت تابناک به گونه ای تنظیم شده بود که حتی بنده هم به نویسنده وبلاگ (خودم!) بد بین شدم.

بنده بسیار متعجبم که شما چگونه مطلبی را چنین یک طرفه و بدون ذکر منبع آن نقد کرده اید. بنده در وبلاگ خود هدفی جز دفاع از آیت الله مصباح نداشتم، کسی که به نظر من مظلوم بود، مظلومی که هیچ مدافعی نداشت تا بتواند زحماتش را به درستی نشان دهد، ولی متاسفانه در اقدامی عجیب در نوشته ی شما، بنده جزء توهین کنندگان به ایشان معرفی شدم!

حکایت غریبی است، زمانی که کاریکاتور ها و توهین ها به آیت الله مصباح را میدیدم همیشه در ذهن داشتم که تحمل این توهین ها و تهمت ها کار سختی است و روزگار گردید و من هم متهم شدم ،و همدرد با مصباح...

و چه درد شیرینی...

هیچ دفاعی از خودم ندارم هر صفتی که سایت شما برای من صلاح بداند هستم "غیر حرفه ای"، "ناپسند"، "غیر اخلاقی" و... نمی دانم چرا سایت تابناک تمام صحبت های غیر انسانی و غیر حرفه ای من را با نمایش صفحه وبلاگ و همین طور درج تک تک سخنان توهین آمیز بنده در سایت خود درج کرده است به راستی اگر نیت شما ناراحتی از توهین به آیت الله مصباح است چرا با انتشار کاریکاتور ها و توهین های روزنامه ها در سالهای قبل ،در زدون غبار از چهره آیت الله مصباح یزدی گامی بر نمی دارید؟

آیا شما واقعا متوجه نشدید که این صحبت هایی که "توهین آمیز" خواندید فقط نقل قول بود و به زبان کنایه نوشته شده بود!؟ به گمانم عقل می گوید، گوینده این صحبت ها و توهین ها بیشتر شایسته سرزنش باشند تا من که فقط به کنایه این صحبت ها را "نقل" کرده ام. ای کاش شما به صحبت های کسانی که همه روزه در سایتها، من جمله سایت شما + این صحبت ها را بیان می کنند انقدر حساس می بودید و نقدشان می کردید.

متاسفانه باید گفت هر روز صد ها نفر با جست و جوی چنین کلماتی (و حتی بدتر) در طلب رسوایی، فحاشی ،عدم سابقه مبارزه  و... به وسیله موتورهای جست و جو به سایت بنده هدایت میشوند و در نتیجه با مظلومیت آیت الله مصباح آشنا می شوند؛ گمان نکنم من سهمی در گمراهی مردم داشته باشم. بلکه بنده مجبورم با انتخاب چنین تیترهایی این امکان را به چنین افراد بدهم که با واقعیت آشنا بشوند. مطمئن هستم شما با اصول اولیه تیتر نویسی آشنایی کامل دارید. بله، بنده مجبورم چنین تیتر بنویسم...

باور نمی کنم که کسی مطلب بنده را خوانده باشد و متوجه نشده باشد که تمامی این سخنان، سخنانی کنایه ای به مخالفان ایشان باشد. البته فقط دو سایت به اشتباه مطلب سایت بنده را درک نکردند: یکی سایت بالاترین با پایین ترین ضریب هوشی که شرح آن در پست بعدی ذکر شد، و یکی هم سایت شما!

ذکر شده است احیانا اگر کسی مطلب را تا انتها نخواند برداشت بدی به ذهنش می رسد و می ماند، البته می توان منظور تابناک را متوجه شد چون دقیقا این اتفاق برای سایت بالاترین افتاد!

من می دانم که نباید این گونه تیتر زد ولی تنها راه من برای رساندن حرف به مخاطب همین است بنده وبلاگی دارم که در خوشبینانه ترین حالت 5 هزار بازدید در روز دارم و با امکانات محدود می نویسم و حداکثر یک لینک در یک گوشه یک سایت یک گوشه ی اینترنت هستم! اگر همه ی سایت ها من جمله سایت شما انقدر حق طلب شدند که به خاطر مسائل سیاسی چشم بر حقایق نبدند و از این نترسند که نکند به کسی بربخورد و مثلا اسکن اعلامیه هایی که آیت الله مصباح  یزدی امضا کرده است و سالها به امضا نکردن آنها متهم شده است منتشر می کردید، من هم مجبور نمی شدم که اینگونه تیتر بزنم!

مخاطبی که سالها فقط مطالبی یک طرفه شنیده است و به برکت بعضی ها هر دفاعی از آقای مصباح را با چماق فحاشی ساکت می کنند؛ من مقصرم که سالهاست این فضا ایجاد شده است که مخاطبان به طلب رسوایی مصباح به وبلاگ من می آیند؟ در حالی که کسانی که به طلب این مطالب وارد این وبلاگ می شوند برای اولین بار در زندگیشان بدون این که تهمتی به آقای مصباح اضافه کنند (حتی با پاسخ تعدادی از تهمت ها) از این وبلاگ خارج میشوند.

به راستی شما و دیگر دوست داران آقای مصباح در سالهای گذشته که امثال این صحبت ها و کاریکاتور ها علیه ایشان کشیده می شد به درستی از وی به صورتی انسانی و اخلاقی دفاع نکرده اید، که در نتیجه امروزه من ِجوان پر از عیب و تقصیر و ناانسان و بی اخلاق مجبور به نوشتن این مجیزه در دفاع از ایشان می شوم!

روزگاری مردی وارد روستایی شد و سگی دنبالش کرد از قضا هوا برفی بود و یخبندان هر چه سعی کرد که سنگی از زمین بردارد تا سگ را فراری دهد به خاطر یخبندان نشد و چنین گفت که عجب روزگاری است که سنگ را می بندند و سگ را آزاد می گذارند که به نوعی زبان حال من است...

به نظر شما این کار تابناک که وبلاگ من را –حتی بدون گذاشتن لینک به اصل مطلب- نقد کرد اخلاقی بود؟

به نظر شما اخلاقی بود که در یک سایت به یک وبلاگِ در حد لینک در سایت دیگری حمله کرد و فرصت دفاع نداد؟

بنده بسیار خوشحال شدم که  این مطلب شما در اینترنت ده ها برابر وبلاگ من پژواک پیدا کرد و از همه بیشتر از این خوشحال شدم که آقای منتجب نیا که زمانی فرموده بودند:

آقای مصباح قبل از پیروزی انقلاب و در حالی که حضرت امام در تبعید و اساتید و مدرسین حوزه علمیه قم در بازداشت و تبعید بودند و مردم در تظاهرات و حرکت های انقلابی شهید می دادند... حاضر نبودند که یک سیلی در راه مبارزه با رژیم شاه تحمل کنند و بزرگان نقل می کنند که در صدد نوشتن کتابی علیه حکومت اسلامی بودند به این معنا که هر حکومت قبل از پیروزی امام مهدی (عج)مشروعیت ندارد---روزنامه بیان 23 فروردین 79 ص 3 رسول منتجب نیا

این مطلب شما را در سایت شخصی خود پوشش دادند!

شاید بتوان گفت برای شروع در اثبات حسن نیت می توانید اسکن تمام اعلامیه هایی که آقای مصباح در دفاع از انقلاب اسلامی ایران امضا کرده است و در وبلاگ بنده موجود است (برای جلوگیری از اتهام به آیت الله مصباح در جواب به اتهامات آقای منتجب نیا) منتشر کنید و آقای منتجب نیا هم این مطلب را از سایت شما لینک کنند. البته بنده بعید می دانم!

عمار

پ.ن.1:من منتظر اتفاقات و سنگ اندازی های بعدی هستم

پ.ن.2:من کار پیدا کردم! اگه می بینید که کمتر وقت میذارم یا اینکه زیاد طول میکشه که نظرات تایید بشه علتش اینه!کاری که می تونه به من تو افکار بزرگم کمک کنه

...افکار خیلی خیلی بزرگ

نمونه هایی از توهین های روزنامه ها به مصباح یزدی+عکس....!!!!!

سلام

بالا نوشت 1:!!!!

مجبور شدم به جای پی نوشت بالا نوشت بنویسم ،واقعا من فکر نمی کردم کسی مطلب رو بخونه و متوجه منظور من نشه...!

تیتر من توش کنایه داره یعنی درستش اینه که....

نمونه هایی از توهین های روزنامه  ها به مصباح یزدی+عکس....!

یعین یه درصد هم احتمال نمی دادم کسی اینو بخونه و نفمهه ولی اینجوری شد.

این کاریکاتور ها و البته توهین های بدتری هم تو روزنامه های سالهای قبل علیه مصباح یزدی کشیده شده بود من فقط خواستم نشون بدم که چه توهین هایی به ایشون صورت گرفته همین...!

این کاریکاتورها نشون دهنده جزئی از بی ادبی هاست.

بالا نوشت 2:!!!

یه راهنمایی کوچیک هم به شما بکنم که در تمام کاریکاتور ها تریبون ،تریبون نماز جمعه است و کسانی که اون پایین اسلحه و گرز و این صحبت ها دستشونه مردم نمازگزارند.
راهنمایی دیگه اینه سخنان پیش از خطبه تهران با این کاریکاتور ها همزمان بوده البته کارهای وقیحانه تری هم انجام شده بود که دیگه خیلی تابلو بود من نگذاشتم!چون بنظرم همه این کاریکاتور ها رو دیده باشن...

بالا نوشت 3:خدایا به من صبر عطا کن

بالا نوشت 4(!!!):تیتر عوض شد!

نمونه هایی از توهین های روزنامه ها رو به مصباح یزدی این دفعه منتشر می کنم که به بی ادبی مصباح یزدی بیشتر پی ببرید!!!

امثال مصباح یزدی باید بفهمند که ادب مرد به ز دولت اوست!!!

امثال مصباح باید بدانند که توهین به مخالف در قاموس اخلاق جایی نداره باید به عقاید مخالف خودمون احترام بگذاریم پس زنده باد مخالف من!!!





فقط یه نکته یکی از کاریکاتوریست های این کاریکاتور ها نیک آهنگ کوثره که به آقای مصباح توهین کرده ،ایشون الآن فراریه و جدیدا یه کاریکاتور علیه امام هم کشیده + شاید این مسئله که اخیرا هم اتفاق افتاده نشون بده اینا به هیچ روحانی ای اعتقاد ندارند اون موقع به اسم امام بقیه رو با چماق ساکت می کردند و الان هم به امام توهین می کنند.

پ.ن.1:حاشا و کلا(منظورم همون عمرا" خودمون بود)من با فحاشی میدون رو خالی کنم.

منی که میگم می دونم وضع فعلی جامعه حاصل کم کاری و ضعیف کار کردن امثال منه هیچ وقت از کسانی که از سر جهالت فحاشی کنند دلخور نمیشم و بیشتر خجالت میکشم که چرا بهتر کار نکردم تا امروز...

ببخشید قول میدم از این به بعد فعالیتها چند برابر بشه...

در ضمن من این فحاشی ها رو به حساب هیچ کسی نمی گذارم!نه چپ نه راست....

احتمالا این بندگان خدا شاکی میشن میان به من فحش میدن که دعاشون کنم. :)))

اسناد رسوایی مخالفان مصباح یزدی+عکس ....!

سلام

حالا وقتش شد بالاخره...

اولش از همه خواهش می کنم اونایی که تازه واردند بحث ها رو از اول دنبال کنند و بحث ها مربوط به سلسله پست های مصباح کیست؟ رو بخونند...

همون طور که گفتم اسکن همه رو ندارم ولی اسکن چندتایی رو که داشتم می گذارم...

در مورد صحبت های آقای محتشمی پور چند نکته مهمه تو عکس پست قبلی همه شما دیدید ایشون گفتند که مصباح جز چند اعلامیه که قبل از 15 خرداد و تبعید امام با ده ها نفر از فضا و طلاب جوان حوزه علمیه قم امضا کرده است چیز دیگه ای به عنوان سابقه نداره!

بعد زیر همون مطالب ایشون چند تا اعلامیه ای که آقای مصباح امضا کرده برشمردن نکته جالب اینه ایشونی که می گفت مصباح یزدی بعد 15 خرداد دیگه چیزی رو امضا نکرده چند سطر پایین تر به اعلامیه هایی اشاره کرده که مربوط به سالهای 56و 57 است به نظر شما این چی رو نشون میده؟بگذریم...

بحث اصلی اینه آیا کمیت و تعداد امضا ملاکه که کسی سابقه انقلابی داشته باشه؟فرض رو بر این می گذاریم و اعلامیه های امضا شده آقای مصباح رو محاسبه می کنیم.

الف-نامه اعتراض آمیز فضلا و مدرسین حوزه علمیه قم به هیئت دولت نسبت به بازداشت حضرت امام(ره) 8 مهر 1342***اسناد انقلاب اسلامی ج 3 ص 106***

ب-اعلامیه جمعی از علما در اعتراض به زندانی شدن امام و علما ،اسفند ماه 1342***همان ص 110***

پ-نامه جمعی از علما به آیت الله العظمی میلانی در تجلیل و دفاع از حضرت امام ،9 دی 43***همان ج 1 ص 279***

ت-نامه جمعی از علما به آیت الله العظمی مرعشی نجفی در تجلیل و دفاع از حضرت امام 11 دی 43***همان ص 281***

ث-نامه جمعی از علمای حوزه به هویدا درباره ی اوضاع نابسامان ایران ،29 بهمن43*همان ج 3 ص 130***

wv4jt0sjrsxz9x5980kw.jpg

ج-نامه ی فضلا و محصلین یزدی به هویدا در اعتراض به تبعید امام اسفند 1343***همان ص 157***

چ-نامه ی جمعی از استادان حوزه علمیه قم به نخست وزیر درباره ی هجوم مامورین رژیم به حرم حضرت معصومه 5 فروردین 44***همان ص 163***

5uk0d9vin2ubi1qyjt4z.jpg

ح-نامه ی جمعی از علما و استادان حوزه ی علمیه ی قم به هویدا درباره ی وضعیت امام 12 فروردین 44***همان ص 164***

خ-نامه ی فضلا و محصلان حوزه ی علمیه قم به حضرت امام در ادامه ی تبعید ایشان از ترکیه به نجف مهر ماه 1344***همان ص 173***

dz2eqryvdqa1o98lsri4.jpg

د-نامه ی جمعی از فضلای یزدی مقیم قم به امام در پی ادامه تبعید ایشان 3 آبان 1344***همان ج 3 ص 183***

bodkhvtrg6uvr72nj48.jpg

ذ-نامه ی جمعی از علما و فضلا به هویدا در اعتراض به ادامه ی تبعید امام 30 آبان 44***همان ص 188***

5tj4pcf37ll721qj4uwo.jpg

ر-نامه ی جمعی از فضلا و محصلان حوزه ی علمیه به مراجع ایران و عراق در اعتراض به بازداشت جمعی از فضلا فروردین 1345***همان ص 196***

auac705iowv7vdpz5dal.jpg

ز-تلگرام به برخی از فضالای حوزه در حمایت از آنان و اعتراض به بازداشت ایشان فروردین 1345***همان ص 199***

z5aslmdnb1ch0aqympk.jpg

س-نامه ی اساتید حوزه ی علمیه قم به امام 14 خرداد 1349***همان ص 222***

467j1ognobtlv9gjly.jpg

ش-اعلامیه ی اساتید و فضلا درباره ی فاجعه خونین 19 دی قم 1356***همان ص 239***

x76o89xurqq1p0pbh3d.jpg

ص-اعلامیه حادثه کشتار یزد 16 فروردین 1357***همان ص 268***

ض-اعلامیه راجع به اوضاع اسفبار ایران 25 فروردین 1357***همان ص 272***

zhbx06hs2nhqwe0hh8r.jpg


klqf09rfbxfv0rjm34n.jpg

ط-نامه جمعی از استادان حوزه ی علمیه قم به رئیس جمهور فرانسه در حمایت از امام 18 آذر 1357***همان ص 479***

yi5u9yjvogndnk3j2mni.jpg

تصویر نامه آقای مصباح به امام...

k6zirl8jcj1o4lijrxe.jpg

اوه خسته شدم...

به رغم اظهارات آقای محتشمی پور از این همه بیانیه و نامه فقط دو تاش مربوط به قبل تبعید امامه و بقیه هم بعد آبان 1343 :)))

به رغم اظهارات آقای محتشمی پور تنها دو تا نامه یعنی مهر 4 و نامه فروردین 45 بین اساتید و طلاب جوان مشترکه و بقیه برای اساتید حوزه است. :)))

یه سوال...

به نظر شما کسی که از مبارزه در سال 42(خرداد ماه)سر خورده بشه چطور این هم اعلامیه در تاریخ های 8 مهر 42 ،اسفند 42 ،9 دی 43 ،11 دی 43 ،29 بهمن43 ،5 فروردین 44 ،12 فروردین 44 و.... تا آذر 57 رو امضا کرده؟

بازم یه سوال کسی که تو سالهای خفقان سالهایی که آقای محتشمی پور تازه به حوزه علمیه قم برای تحصیل آمده بودند(ایشون مهر ماه 1342 برای تحصیل به قم رفته***خاطرات سید علی اکبر محتشمی پور ص 83***)با امام و نهضت همراهی کرده ،اما ناگهان در سالهای خیزش عمومی و سال 57 یکباره از صحنه کنار کشیده!؟

یه سوال دیگه مگه امکان نداره حین صدور یک اعلامیه ایشون اصلا در ایران نبوده باشه که بخواهد اعلامیه رو امضا کنه؟(آقای مصباح اواخر خرداد تا شهریور 57 به خاطر دعوت جمعی از فارغ التحصیلان و دانشجویان ایرانی مقیم اروپا و امریکا از ایران خارج شده و به لندن رفته!)

یه سوال دیگه به نظر شما تمام یاران امام پای همه اعلامیه ها رو امضا کردند؟به نظر شما نمیشه اینجوری برای بقیه هم پرونده سازی کرد؟

یادم باشه برای پست بعدی یه سری صحبت از آقای حجتی کرمانی که با آقای مصباح مناظره هم کرده بذارم عجیب خودنیه!

فقط لطف کنید بررسی کنید لینک ها قاطی پاتی نشده باشه یه بررسی کنید اگه لینکها نامربوط بود اطلاع بدید درستش کنم آفرین بچه های خوب...

نمی دونم چرا انقدر نامه ها رو ریز می نوشتند بابا چشمم در اومد:(

و این یکی هم برای حسن ختام نامه ساواک در مورد مصباح و بهشتی...

olu15xifckh2s31n490i.jpg

دست آخر هم از همه سایت هایی که سالهای قبل باید این کارو انجام میدادند و انجام ندادند و جلوی خلاف گو اگه نگیم دروغگو رو نگرفتند تشکر می کنم!

باز دست الف درد نکنه که تو سایتش ما رو لینک می کنه...

فکر کنم دفاع درست و نشون دادن حقایق زندگی آقای مصباح سخت ترین کار دنیا برای سایت ها ماست(تو نمایشگاه با همشون کمپلت صحبت کردم) خواستم نشونتون بدم اگه راست بگید و بلد باشید از عناصر بصری به خوبی بهره بگیرید میشه خوب دفاع کردم جوری که نشه دبه کرد!البته نا گفته نماند همون موقع بعضی سایت ها خواستند من رو استخدام کنند که مثلا برای اونها خوب دفاع کنم! که با عقل و آخرت جور در نمی اومد چون اگر بری زیر پرچم این سیاسیون قلم به مزد میشی و به خاطر پول مجبوری هر چی میگن به خورد مردم بدی که با انصاف و حق یه جا جمع نمیشه ترجیح میدم پول نگیرم ولی قلم و کیبوردم :) جز به حق نچرخه...

یه تشکر ویژه ،ویژه ،ویژه هم از آقای محتشمی پور می کنم که تمام بحث انگیزشی قضیه رو با این مصاحبه آخرشون انجام دادند دستت درد نکنه!

اگه کسی تو دنیا باشه که بخوام برای دل اون بنویسم اون فقط رهبرمه که خیلی دوسش دارم :)))

والسلام

پ.ن.1:تف به دنیایی که ،فقط اونایی که تبلیغات و رسانه دارن برنده اند!

پ.ن.2:من شاید گاها بعضی توهین ها(نه فحاشی) رو بذارم ولی از اون دسته آدم هایی نیستم که مثلا نشون بدم روشنفکر و آخرش هستم و هرچی از دهن هر کسی در میاد منتشر کنم!ساحت هنر و فرهنگ مقدسه و این حرفها جاش اینجا نیست...

البته گاها پیش خودم میگم این صحبت ها نشون میده که با همه نمیشه با منطق صحبت کرد!خوب بعضی ها این چیزا سرشون نمیشه دیگه!ولی من این جور آدم ها رو هم مستضعف فکری یا مغرض می دونم و این صحبت ها رو به حساب همه نمی گذارم و اکثریت قاطع کسانی که به اینجا سر زدن آدم های باصفا و منطقی ای هستند و از همه به خاطر این سه چهار نفر فحاشی که مورد تأیید هیچ کس از هیچ گروه و جناحی نیست عذرخواهی می کنم!

پ.ن.3:تیتر عوض شد و کلمه مخالفان بهش اضافه شد.

جواب آیت الله مصباح به اتهامات حجت الاسلام محتشمی پور...

سلام

برای این پست یه جواب جالب از آقای مصباح در جواب آقای محتشمی پور+و + پیدا کردم میذارم.

حالا من باید بیایم ،در بوق بکنم که آقا ما چه مبارزاتی کرده ایم!... مسائل بسیاری بوده که من تا حالا ضرورتی ندیده ام منتشر کنم و الآن هم ضرورتی نمی بینم که برای خوش آمد کسانی تبلیغ از خود کنم و تازه مگر بنده از خودم تعریفی کرده ام و مردم را به خودت دعوت کرده ام که کسانی مرا تکذیب می کنند!؟ آقا! بنده نه رأی می خواهم تا ریاستی و وزارتی کنم و نه از کسی می خواهم پشت سر من نماز بخواند و یا سهم امام به من بدهد. بنده از کسی چیزی یا سهمی از حکومت مطالبه نکرده ام.بنده آیه ی قرآنی می خوانم و می گویم به عنوان کسی که 50 سال ریش در علوم اسلامی سفید کرده ام ،وظیفه می دانم بگویم.می خواهید قبول کنید، می خواهید نکنید ،حالا عده ای علیه من تبلیغ می کنند و افترا می زنند و دروغ می گویند. من هیچ بنا ندارم که از خودم دفاع کنم، هر چه می خواهند بگویند، شما ببینید حرف من چیست و چه استدلالی دارم...فصلنامه کتاب نقد ش 14و 15 ،ص 63.

یه صحبتی هم از حجت الاسلام و المسلمین دعایی ،مدیر مسئول روزنامه اطلاعات در این مورد میذارم:

مشی ایشان این بود که به رغم اعتقاد قاطع و شجاعت و تهورّی که در ادامه راهشان داشتند ،به شدت از خودنمایی پرهیز می کردند و خودداری از شناخته شدن از خصوصیات ایشان بود و این نه به خاطر ترس و وحشت بلکه ناشی از یک تدبیر و تاکتیکی بود که پیامد های خوبی هم داشت. به طوری که تا مدت ها ی زیادی حضرت آیت الله مصباح شناخته شده نبودند.هفته نامه پرتو سخن 18 خرداد 79 ش 32

من کلا قبول نمی کنم چرا ایشون از خودش دفاع نمی کنه ولی انگار هر چی حیا به خرج می دن بعضیها سوء استفاده می کنند!

پست بعدی لیست نامه های امضا شده و همین طور اسکن چند تا از این نامه ها(همه رو پیدا نکردم ولی مقدار معتنابهی رو دارم)

شاید پیش خودتون بگید تو که این همه ادعا میکنی چرا به این آقای محتشمی پور این همه ایراد میگیری؟

جواب شما اینه که جواب هایی به اتهامات ایشون به وسیله یکی از شاگردان آقای مصباح داده شد ایشون اصلا چاپ نکرد(به روزنامه بیان فرستاده شد که منتشر نشد) پس من تقریبا 100 درصد مطمئن هستم ایشون از سر ناآگاهی این حرفها رو نمی زنه...

شما رو هم دعوت می کنم تو عکس زیر کلمه به کلمه روزنامه ایشون رو دقت کنید که مهمه!

پ.ن.1:وقتی برگشتم قرار شد تا وقت معلوم به کامنت ها جواب ندم چقدر هم دارم عمل می کنم :)))
هر جایی که بی اخلاقی و بی تقوایی صورت بگیره من باهاش مخالفم...
عزیزان اگه شما سوالهاتون رو از اول خرداد به بعد بنویسید و من جواب بدم به نظرتون ثلمه ای به عالم اسلام وارد میشه :))))

پ.ن.2:جناب شئهق عزیز اگه همه پست ها رو می خوندید خیلی خوب میشد در مورد اینکه مصباح آیا برای انقلاب کاری کرده یا نه نوشتم.حیف نیست انقدر زود نظر میدید...

پ.ن.3:می خواستم جواب آتشین خودم رو تو این پست بزنم که رفت برای پست بعد چون یه کم زمان می بره...

پی نوشت پست قبلی هم فکر کنم به این پست مربوط باشه دوباره میذارم...

من نه دوستی یا رفاقتی با آقای مصباح دارم نه ازش بدم میاد.

من تو اخلاق استادم آقای نقویانه(البته آقای نقویان می گفت من شاگرد آقای مصباح هم نمیشم که فایل صوتیش هم دارم که به موقع می ذارم) البته اگه ایشون قبول کنه همچین شاگردی داشته باشه ولی در مورد آقای مصباح هم من موقع شروع این بحث ها دلم به مظلومیتش سوخت چون فضای یه طرفه ای علیه اش وجود داشت به خاطر این یه کم صحبت هاشو بررسی کردم ،خداییش وقتی کاریکاتور هایی که علیه اون کشیده بودن رو دیدم داشت اشکم در میومد به نظرم این صحبت هایی که پشت ایشون گفته میشد تقریبا یه طرفه بود.

مثلا دیروز یه بنده خدایی به اسم امیر پیام گذاشته که این وقتی امام بود کجا بوده؟یا فقط رهبر فعلی بهش مجوز اجتهاد داده؟خوب این بنده خدا اصلا نمی دونه مصباح شاگرد چه کسانی بوده اصلا از نظر سنی نزدیک به رهبره و اصلا شاگردش نبوده!ایشون پیش استادهای بزرگی مثل آیات اعظام اراکی ،بهجت ،طباطبائی و... درس خونده و از 23 سالگی مجتهد شده.

به نظر شما این نامردی نیست یه عده(دقیقا منظورم آقای محتشمی پور و امثال ایشان هستند)دائم میگن ایشون هیچ کاری برای انقلاب نکرده؟ یعنی چی دائم تو گوش ما می خونند اینا انحصار طلبند این یعنی چی مگه این کار شما خودش انحصار طلبی نیست؟شما دارید امام رو فقط برای خودتون منحصر می کنید بابا آدم های دیگه ای هم برای این انقلاب زحمت کشیدند(البته اگه برای خدا کار کردند نباید ادعایی داشته باشند)ولی دلیل نمیشه آقای مصباح جواب شما رو نمیده پس هیچ کاری برای انقلاب نکرده...

شاید بتونم قسم بخورم فقط صحبت های این آقای محتشمی پوره که به من انگیزه میده برای مصباح تبلیغ کنم چون احساس می کنم فضا داره یه طرفه میشه...

نمی دونم چه فلسفه ای داره اکثر روحانیون راست سن بالا(نمی دونم چی بهشون میگن راست سنتی!) و قدیمی هنوز بحث مهم اینترنت و شایعه رو خوب درک نکردند و شاید هم احساس می کنند که نباید از خودشون دفاع کنند جوون و نوجوون الآن هم فکر می کنه همه پای اینترنتند و الآن چون جواب نمیدن پس کلا جوابی ندارن نمیگه پیش خودش که بابا همه اطلاعات عالم که تو اینترنت نیست که حکم صادر می کنی!

به قول آقا یک سینه حرف موج زند در دهان ما

پست بعدی اسکن نامه ها امضا شده مصباح ،در جواب آقای محتشمی پور...

تفاوت یک فتوا از آیت الله مصباح و آیت الله صانعی

سلام

در ادامه بحث های چطوری میشه یه نفر رو خراب کرد فقط متن یه فتوا رو از آقایان مصباح و صانعی برای مقایسه می گذارم...

تو این پست من چیز زیادی نمی خواهم بنویسم فقط من یه صحبتی از ایشون رو میزنم و با یه صحبت از آقای صانعی مقایسه می کنم قضاوت با شما...

نکته دیگری که غربی ها نمی توانند ،قبول کنند دفاع از مقدسات دین است.اگر کسی به حریم مقدسات ما تجاوز کرد چطور؟ غربی ها می گویند دین از مقولات اعتباری است ،آنجا باید تلورانس داشت ،تحمل کنید ،عصبانی نشوید ،آن بد گفت به پیغمبر شما ،شما هم بد بگویید به او اگر عفو کنید و اغماض کنید که خیلی بهتر است ،چون بزرگواری کرده اید اگر لبخندی هم بزنید که دیگر بهتر است اما اگر خواستید با او مقابله کنید شما فقط یک فحش به او بدهید.

اما اسلام چه می گوید؟اسلام می گوید این مقدسات از جان ِ من و شما و عرض و ناموس ما و فرزندان ما صدها و هزارها بار عزیز تر است آنجایی که برای مالتان اسلام اجازه می دهد کشته بشوید ،برای دفاع از مقدسات اجازه نمی دهد؟

حالا کسی - در بیابانی من عرضم می کنم - فحش داد به پیغمبر اسلام ،شما در وسط بیابان دسترسی به پلیس هم ندارید. اهانت به مقدسات اسلام حکمش اعدام است. و در جایی که تشکیل دادگاه برای چنین فردی میسر نباشد ،هر فرد مسلمانی موظف است شخصا اقدام کند.(حتما حتما به جمله آخر که در حکومت اسلامی- یعنی همین سی سال- مسئول حاکمیته و همین طور پی نوشت ها و مثال ارتداد توجه کنید و با ظاهر قضاوت نکنید)

این همان فتوای امام راجع به سلمان رشدی است ،نه تنها فتوای امام ،فتوای اجماع همه ی فقها سنی و شیعه است 1 غرب نمی پذیرد ،اما اسلام می پذیرد. این نقطه ی اختلاف ما با فرهنگ غربی است . ما اسلام را از جان و مال خودمان و فرزندانمان هزارها بار عزیز تر می دانیم. اسلام هم به ما اجازه داده برای دفاع از مقدساتمان جانمان را هم به خطر بیندازیم.

فردا بدانند که این شخص را می برند دادگاه محاکمه اش می کنند. می گویند تو این اقدامی که کردی ،بی جا بود و او را اعدامش می کنند ،اما او حق دارد که این کار را انجام بدهد و در دادگاه هم آماده شود. غیرت دینی!غیرت دینی ِ من اجازه نمی دهد ببینم به مقدسات اسلام اهانت می شود و سکوت کنم. اسلام به من اجازه نداده است.این هم یکی از مواردی است که خشونت تجویز شده است...

جایی که اساس نظام در خطر باشد ،مردمی اگر با دلایل قطعی برایشان ثابت شد که توطئه ای علیه نظام اسلامی در کار است و می خواهند این نظام را براندازند ،دیگران به هر دلیلی هم توجه ندارند یا صلاح خودشان نمی دانند ،اگر مردم قطع پیدا کردند ،خودشان باید اقدام کنند.این هم از مواردی است که تمسک به خشونت جایز است.اما این معنایش این نیست که همه جا باید خشونت کرد ،بنده تئوریسین خشونت نیستم ،نیچه هم نیستم. اصل بر مهربانی است. آنجایی که دولت اسلامی وجود دارد ،باید اساس رأی دادگاه و مقامات ذی صلاح دولت اسلامی باشد.(پیاده سازی از نوار سخنان پیش از خطبه نماز جمعه تهران)

صحبت های آقای صانعی با رادیو بی بی سی در تاریخ 25 اسفند 78:

حرمت قتل و آدم کشی از بدیهیات اسلام و از بدیهیات فکر بشر است... اما در مورد کسی که به پیغمبر و معصومین ناسزا بگوید ،اینجا روایت داریم که می گوید"کشتن برای هر کسی که شنید ،جایز است" ولی در همان روایت آمده است مگر آنکه کشنده اگر بخوهد بکشد ،برای خودش یا برای مسلمان دیگری بیم ضرر داشته باشد.

همون طور که می بینید آقای مصباح تصریح کرده است که با حضور دولت اسلامی نمی توان به صورت خودسرانه عمل کرد.

ولی بعد این صحبت ها ،روزنامه ها کشیدند که...

ssgjm0iynqoi2l4xd78t.jpg

یکی میشه به من بگه تفاوت این دو تا حکم چیه؟من که نفهمیدم...!


1-امام خمینی در این باره در کتاب تحریر الوسیله چنین فتوا می دهند:

اگر کسی به پیامبر مکرم اسلام اهانت نماید ،بر شنونده این سخن واجب است که(در صورتی که جان ،آبرو و یا از دست دادن مال قابل توجه خود یا مومن دیگری نمی ترسد)شخص اهانت کننده را به قتل برساند و در این عمل نیازی به اجازه گرفتن از امام معصوم و یا نائب او[ فقیه جامع الشرایط ] نیست و همچنین است حکم اهانت به بعض از ائمه اطهار-علیهم السلام-و در الحاق حکم اهانت به حضرت صدیقه ی طاهره-علیها السلام-به حکم گفته شده نیز وجهی وجود دارد.البته اگر توهین به ایشان نیز رجوع به توهین به پیامبر اکرم-صلی الله علیه و آله-بنماید ،می توان اهانت کننده را بی هیچ اشکالی به قتل رسانید.


پ.ن.1:سعی می کنم تو پست های بعد در مورد صحبت های اخیر آقای محتشمی پور در مورد آقای مصباح مطالبی بنویسم.

نمی دونم ایشون چه اصرار داره که بگه ما فقط امام رو قبول داشتیم و مصباح یه اعلامیه هم امضا نکرده و با امام نبوده و ترسو بوده و ساواک کاری باهاش نداشته و خیلی پسر بدی هم هستش تازه تو لیست بدهایی که من به دستور امام می نوشتم ایشون صد تا ضربدر جلوی اسمش بود!

من انقدر خوب بلدم گیر بدم به آقای محتشمی پور ولی من فعلا گیر نمیدم که....(و احتمالا گیر نخواهم داد)

خوشبختانه یاد گرفتم حرف رو چطور بزنم که کسی نتونه دبه کنه!چون متأسفانه ذهن ها خیلی خرابه و زود احتمال داره متهم بشم.

خدا رو چه دیدی ،یهو دیدی نشستم اعلامیه هایی رو که آقای مصباح امضاء کرده رو اسکن و منتشر کردم!

پ.ن.2:برای بار دوم خواهش می کنم اگه می خواهید نظر بدید چون بحث حساسی است لطفا یه بار پست های مربوط به موضوع مصباح کیست؟ رو بخونید و از ابتدا در جریان بحث های ما قرار بگیرید بعد نظر بدید که در جریان مطالب باشید و رعایت انصاف هم بشه...

خودم دارم امیداورم میشم کم کم ،چون فحاشی دیگه نداریم و دوستان اغلب منطقی هستند از همه شما ممنونم که انصاف دارید.تا حالا جریان یه طرفه بود خوب منم دوست دارم این داستان ها رو از نگاهی متفاوت بررسی کنم فکر نکنم کسی از تضارب آرا بدش بیاد مگه نه!

پ.ن.3:از آقا یا خانم رهگذر هم خیلی تشکر می کنم که نظر خوبی دادند با اینکه راضی نبودند به صورت عمومی منتشر بشه ولی خیلی خوب بود ،بله دعوای اصلی در این زمینه فعلا در مورد این موضوع بود که اصل حکم چیه؟منظور من هم این بود که تو اصل حکم تفاوتی نیست ولی یه بعد قضیه اینه که چرا اصلا چنین حکمی؟

پذیرش این حکم از سوی مسلمانان با سایر ادیان متفاوته شاید برای اونا قابل هضم نباشه! البته این حکم هم باید با تمام شرایطش بررسی کرد نشه مثل داستان دختری که می گفت من می خواهم از اسلام بر گردم چرا منو اعدام می کنند حال اینکه شرایط ارتداد خودش کلی جای بحث داره در ثانی اصلا حکم اعدام مرتدین فقط برای مرد هاست و زن ها اعدام نمیشن!و در مورد اون حکمی که در مورد ولی فقیه فرموده بودید میشه لینک منبع رو بفرستید و اینکه چه شرایطی داره؟چه کسانی باید این کار رو بکنند؟فکر کنم خیلی توضیح لازم داره نباید فقط با ظاهرش قضاوت کرد...

برای توضیح بیشتر به وبلاگ علیرضا پست ارتداد مراجعه کنید.

من نه دوستی یا رفاقتی با آقای مصباح دارم نه ازش بدم میاد.

کلا من از هیچ کسی کینه به دل نمی گیرم(مگر دشمنان خدا و اهل بیت که مومن بدون دشمنی با این دشمنان مومن نیست) وگرنه مردم عادی که شاید از سر کم دانی و تعصب به من فحاشی می کنند یا بد و بیراه میگن خدا می دونه چقدر دعاشون می کنم و بعضا براشون اشک میریزم این سری پست ها رو هم که من شروع کردم خیلی ایراد گرفتند که چرا از مصباح می نویسی که تو پست بعدی به تفضیل می گم.

من تو اخلاق استادم آقای نقویانه البته اگه ایشون قبول کنه همچین شاگردی داشته باشه.

در مورد آقای مصباح هم من موقع شروع این بحث ها دلم به مظلومیتش سوخت چون فضای یه طرفه ای علیه اش وجود داشت به خاطر این یه کم صحبت هاشو بررسی کردم ،خداییش وقتی کاریکاتور هایی که علیه اون کشیده بودن رو دیدم داشت اشکم در میومد به نظرم این صحبت هایی که پشت ایشون گفته میشد تقریبا یه طرفه بود.

مثلا دیروز یه بنده خدایی به اسم امیر پیام گذاشته که این وقتی امام بود کجا بوده؟یا فقط رهبر فعلی بهش مجوز اجتهاد داده؟خوب این بنده خدا اصلا نمی دونه مصباح شاگرد چه کسانی بوده اصلا از نظر سنی نزدیک به رهبره و اصلا شاگردش نبوده!ایشون پیش استادهای بزرگی مثل آیات اعظام اراکی ،بهجت ،طباطبائی و... درس خونده و از 23 سالگی مجتهد شده.

به نظر شما این نامردی نیست یه عده(دقیقا منظورم آقای محتشمی پور و امثال ایشان هستند)دائم میگن ایشون هیچ کاری برای انقلاب نکرده؟ یعنی چی دائم تو گوش ما می خونند اینا انحصار طلبند این یعنی چی مگه این کار شما خودش انحصار طلبی نیست؟شما دارید امام رو فقط برای خودتون منحصر می کنید بابا آدم های دیگه ای هم برای این انقلاب زحمت کشیدند(البته اگه برای خدا کار کردند نباید ادعایی داشته باشند)ولی دلیل نمیشه آقای مصباح جواب شما رو نمیده پس هیچ کاری برای انقلاب نکرده...

شاید بتونم قسم بخورم فقط صحبت های این آقای محتشمی پوره که به من انگیزه میده برای مصباح تبلیغ کنم چون احساسی می کنم فضا داره یه طرفه میشه...

نمی دونم چه فلسفه ای داره اکثر روحانیون راست سن بالا(نمی دونم چی بهشون میگن راست سنتی!) و قدیمی هنوز بحث مهم اینترنت و شایعه رو خوب درک نکردند و شاید هم احساس می کنند که نباید از خودشون دفاع کنند جوون و نوجوون الآن هم فکر می کنه همه پای اینترنتند و الآن چون جواب نمیدن پس کلا جوابی ندارن نمیگه پیش خودش که بابا همه اطلاعات عالم که تو اینترنت نیست که حکم صادر می کنی!

به قول آقا یک سینه حرف موج زند در دهان ما

این علی رفیق ما به من میگه تو خیلی حرف داری بزنی اگه جایی پیدا نکنی بزنی می پوکی!یه مثالی هم از کسی که پوکیده میزنه که من معذورم بگم...!

پست بعدی اسکن نامه ها امضا شده مصباح ،در جواب آقای محتشمی پور...

والسلام

مصباح یزدی به لندن رفت...

سلام

قرار بود تا اول خرداد برنگردم ولی چند تا اتفاق افتاد که برگردم.

اول این که با ماشین یه تصادف کوچیک کردم!خوشبختانه یا ... حالم خوبه ،خوبه پیش خودم گفتم این بار لطف خدا بود و آسیبی ندیدم شاید دیگه همچین شانسی نیارم و یه اتفاق بزرگتر و بدتر برام بیفته!

راستش داستان این بنده خدایی که به ماشین من زد خودش چند جلد کتاب میشه ولی توی این ماجرا بیشتر فهمیدم که چه بابای لارج و با مرامی دارم...

دوم این که از یکی از دوست های خوب خودم الگو گرفتم که با شرایط سخت درسی و تحصیل بی خیال وبلاگ نویسی نشده...

سوم هم نمی گم...D:

اصلا کی گفته آدم باید پیر بشه بعد بمیره!؟ جدا" مگه جوون ها نمی میرن که ما منتظر پیری هستیم!؟(اگه آنقدری که راحت حرف میزنم بهش ایمان قبلی داشتم هیچ وقت گناه نمی کردم)پس گفتم بهتره برگردم و کار امروز رو به فردا نیندازم.

راستش من از محل کارم هم یه مرخصی ساعتی به مدت 816 ساعت!D: گرفتم که برم سراغ درسهام حالا یه جورایی مجبورم اون کار هم دوباره شروع کنم خلاصه خودمو کلی درگیر کردم ولی بی خیال!

راستش عاملی که باعث تعطیلی شد جواب دادن به کامنت ها بود که وقت گیر بود از یه طرفی هم دلم نمیاد جواب ندم از یه طرف هم این بندگان خدا فکر می کنند من با کیک! و ساندیس!نشستم پای کولر و دارم جیره خوری می کنم! و مطلب میرم هیچ کس نمی دونه که بابا این جوری ها هم نیستا...

خلاصه احتمالا به کامنت تا زمان معلوم جواب ندم!

مثلا الان ساعت 2 بامداد شنبه است دارم این پست رو می نویسم.

ادامه بحث...

تا الان صحبت من سر این موضوع بود که قضاوت ما در مورد افراد یه جورایایی شده و زود می خواهیم تکلیف خودمون رو با طرف روشن کنیم دو نفری که تعصب و تنفر روشون زیاده رو برای مثال نوشتم برای دکتر شریعتی بچه مذهبی ها گیر دادن به من، که بعد گذاشتن صحبت های آقا یه جورایی از رو رفتن در مورد آیت الله مصباح هم چپی ها گیر دادن ، اگه تو موضوعات به بخش مربوط به مصباح کیست؟ برید من یه سری اتهامات ایشون رو نوشته بودم و خواستم شما هم اگه موضوعی به نظرتون میرسه بهش اضافه کنید که جواب داده بشه(که احتمالا تو پست های بعدی در این مورد خواهم نوشت - در مورد امضاء نکردن اعلامیه ها و عدم همراهی امام) تو دو پست قبل تر در مورد تخریب شخصی یه چیزهایی نوشته بودم این دفعه در مورد همون قضیه دوباره می نویسم که چطوری میشه یه نفر رو خراب کرد.

آیت الله مصباح در تاریخ 78/11/13 جهت سخنرانی در مرکز اسلامی لندن ،از کشور خارج شد ولی خبر این خروج در تاریخ 78/11/17 به چاپ رسید دقیقا همزمان با پایان تحصن!

و البته دانستن حق مردم است...

پ.ن:یه بنده خدایی گفته به من چه ،راست گفته به اون چه، این پست رو باید در کنار پست ها دیگه در موضوع مصباح کیست خوند تا ربط پیدا کنه...!

مصباح:به حساب اصلاح طلبان خواهیم رسید...

سلام

دوباره من اومدم این دفعه شاید تا یه ماهی در خدمتتون نباشم و به خاطر کارهای دانشگاهی تا اول خرداد دیگه مطلب نرم ولی بعد اون با توپ پر بر می گردم...(شاید هم یکی دو تا مطلب رفتم)

مطلب این دفعه رو در مورد آیت الله مصباح می نویسم ،اصلاشروع چنین حرکتی خیلی سخته چون ماشاءالله انقدر دروغ زیاد شده که زود متهم میشی!منم چون کلا آدمی هستم که خلاف همه حرکت می کنم و از فحاشی ها هم ترسی ندارم مطالبی می نویسم که خیلی ها جرات نمی کنند.

بعد از دکتر شریعتی من می خواهم مطالبی در مورد آیت الله مصباح بنویسم اوایل وبلاگ چند پست در مورد ایشون نوشتم که این پست هم به نوعی ادامه اون پست هاست ولی برای روشن شدن مطلب اول سعی می کنم یه سری دروغ و شانتاژ رو که علیه ایشون ساخته اند بررسی کنیم بعد حکم صادر کنیم.

در دوران دوم خرداد علیه ایشون تبلیغات زیادی بوده منم آدمی نیستم مثل بقیه به صورت خیلی تابلو از ایشون دفاع کنم چون ذائقه جوون ها طوری نیست که با این توضیحات قانع بشه و برای همه چی سند می خواهن پس منم سعی می کنم به صورت مستند و تصویری مطلب برم...

که مثلا چطور میشه یه نفر رو خراب کرد...!

میگید چطوری اینجوری ،ببینید!

یکی از شیوه های تخریب یک فرد انتصاب جملات دروغ به اون فرده و صدور حکم...

روزنامه آفتاب امروز که در تحریف سخنان آقای مصباح سابقه زیادی داشت پس از ترور سعید حجاریان نوشت:

اصلاح طلبان خوشحال نباشند به حساب آنها خواهیم رسید...

بعد این جمله را خبر کرد و در مقابلش موضع گیری کرد:

تمام مقامات مسئول در مقابل این سوال خبرنگار ما که مصباح یزدی در خطبه های نماز جمعه اعلام کرده است که اصلاح طلبان خوشحال نباشند ،به حساب آنها خواهیم رسید ،میگویند: ما بسیار متأسفیم.-روزنامه آفتاب امروز 23 اسفند 78 ص 3

در حالی که اساسا آقای مصباح چنین حرفی نزده بود و تکذیبیه ای برای روزنامه فرستاد:

ما ضمن سفارش به رعایت مصالح کشور و احتراز از شیوه های غیر قانونی و غیر شرعی ،به عنوان نمونه یاد آوری می کنیم که مطلب منتشر شده در روزنامه ی آفتاب امروز مورخ 23 اسفند 78 مبنی بر این که مصباح یزدی در خطبه های نماز جمعه اعلام کرده است که "اصلاح طلبان خوشحال نباشند ،به حساب آنها خواهیم رسید" کذب محض است.البته این تکذیبیه در صفحات داخلی روزنامه و با تیتر مبهم و تحریف شده به چاپ رسید.

یکی دو روز بعد از این خبر کذب ،آفتاب امروز در تیتری درشت نوشت:سخنان مصباح یزدی فضا را برای خشونت فراهم کرد.

 و ده ها دروغ دیگر که میشه دونه به دونه بهش پرداخت که من ایشاءالله قصد پرداختن بهشون رو دارم البته نه همه دروغ ها ولی تاجایی که ملال آور نشه...!


مصباح دوستان

بخشی از نامه شهید بهشتی به آیت الله مصباح:

دوست عزیزم! سلام بر شما و بر دوستان و رفقای یکدل...خیلی زودتر از این می خواستم برای شما نامه بنویسم ولی در پی ساعت دنجی بودم که بتوانم با آقای مصباح که "مصباح ِ دوستان" است با فکری فارغ گفتگو کنم و از این گونه ساعتها در این مدت کم بهره برده ام...

یاران امام به روایت اسناد ساواک ج3 ص422(فکر کنم عکس نامه رو هم موجوده)

برداشت آزاد...!؟

متهم ردیف اول:مصباح یزدی!

اتهامات:

اتهامات آقای مصباح خیلی مهمه باید اول دید متهم چه اتهاماتی داره بعد محاکمش کرد...

فرار از مبارزه...

امضای نکردن اعلامیه ها...

مخالفت با تحریم جشن نیمه شعبان...

و اتهاماتی که شما به این متن می تونید اضافه کنید...

ادامه نوشته