داستان ضرب و شتم در جلسه سخنرانی آقای لاریجانی

سلام

ارسال این کامنت از جانب خود ایشون نبوده...

***************************************************************************

ماجرای اصلی ضرب و شتم من ، در جلسه میتینگ لاریجانی!
من و ما توفيق حضور در 8 سال دفاع مقدس را نداشتيم اما امتحان خود را در 8 ماه دفاع مقدس پس داده ايم يا اميد است که چنين کرده باشيم.

به جز اندک جراحاتي که در ايام فتنه بر داشتم، ديروز نيز در محفل سخنراني آقاي لاريجاني _بخوانيد ميتينگ زود رس انتخاباتي_ که من آن را "محفل قلع و قمع دانشجويان" مي نامم، به دليل پرسش از نماينده ي شهري که به دليل اشتغالات تحصيلي در آن مستقرم، متحمل زخم هايي بر سر و صورت شدم که سند افتخاري است براي هر دانشجوي بسيجي.

جالب است اين همه تحريف و دروغ در چند سايت (از جمله سايت احمد توکلي، همسنگر ديروز، امروز و فرداي علي لاريجاني) که به برکت بازداشت بنده صورت گرفت تا آدم هاي رسانه اي رئيس مجلس بتوانند در اين فرصت، در عرصه ي اطلاع رساني يکه تازي کنند؛ همه ذيل يک تيتر و با اين مضمون خود نمايي مي کند: "اخلال در جلسه ي سخنراني لاريجاني".

ابتدا متن خبر يکي از سايت ها را ببينيد، بعد آن نوبت به ما مي رسد:


شاید من اگر جای شما بودم به صورت مستند ثابت می کردم که به خاطر یک سوال مورد ضرب و شتم قرار گرفتم ،باشد که جلوی این قبیل کارها گرفته بشه....
شما اگه خودت صاحب وبلاگ و قلمی به نظرم خوبه که یه مطلب در این مورد بنویسی ...
توضیح و تفسیر شما می تونه باعث بشه که سایت هایی که فرمودید به اشتباه خودشون پی ببرند.
ای کاش بیشتر توضیح می دادید ،من مشتاق شدم که ببینم که شما چه سوالی کردید و چرا این کار صورت گرفته ،اگه مایل باشید و توضیح بدید ممنون میشم...

***************************************************************************

چند روز بعد از این کامنت ،پدر ایشون (که شخص بسیار محترمی هستند) طی نامه ای به آقای لاریجانی از این موضوع گلایه کردند.

بحث رو با پاراگرافی از نامه پدر ایشون به پایان می برم:

"نباید اجازه داد که اعتراض شفاهی یک جوان دانشجوی دلسوز انقلاب که با نیت خیر ولی به شکلی هیجانی بیان شده است، اینچنین موجب رفتارهای عصبی و خلاف قانون شود. علی رغم آنچه از برخی افواه شنیده می شود، من باور نمی کنم این رفتارهای خلاف قانون بنا به توصیه مستقیم شما یا با رضایت شما انجام گرفته باشد و احتمال جدی می دهم که این قلدری ها و زورگویی ها و اعمال نفوذهای خلاف قانون بدون اطلاع شما بوده است. لذا ضروری است هرچه سریع‌تر با خاطیان برخورد قاطع شود و تدبیری اندیشیده شود که از این پس نیز کسی جرات نکند به توهم خوشامد مقامات عالی رتبه، خودشیرینی کند یا به خود جرات دهد دست به اعمال خلاف قانون بزند. نباید بگذاریم چاپلوسان و سودجویان اینچنین با آبروی سرمایه های نظام و روسای قوا بازی کنند. اطمینان دارم مردم خواهند دید که در مملکتی که بر اساس قانون اداره می شود، هیچ کس نمی تواند قلدری، زور گویی و اعمال نفوذ کند، حتی اطرافیان روسای قوا."

عکاس مسلمان با این صورت خونی چقدر دوست داشتنی شدی...!

خوشا به حال شهاب الدین واجدی...

راستی با صورت خونین چقدر زیبا شده ای!

لپ گلی ات دل می برد... :)

چقدر حقیر بودند که فکر کردند قلم و دوربینت را می توان با چماق شکست!

عکاسی که عکس همه را می گرفت ،قاب عکسی شد در دل محبین خامنه ای...

بعضی وقت ها باید با خون نوشت ،این خون است که مظلومیت ها را نشان میدهد...

خوشا به حالت شهاب الدین که در روزی که همه با دستان خالی به صحرای محشر می روند تو این جای زخم هایی که برای تو باقی مانده را به عنوان شاهد با خود خواهی برد...

افتخار کتک خوردن برای خامنه ای نصیب هر کسی نخواهد شد...


چی میشد صدا و سیما قبل این قضایا فقط و فقط فیلم و عکس ده تا نمی گم صدتا! فقط ده تا از این بچه هایی که به طرز وحشیانه ای بهشون حمله شده بود رو منتشر می کرد؟

جوانی که فقط به جرم داشتن ریش تو مترو با کاتر مورد حمله قرار می گیره ولی کسی خبرش رو منتشر نمی کنه!چرا!؟(اگه جوابش رو می دونید به من هم بگید!)

انقدر این سانسور ها ادامه پیدا کرد که کار به اینجا کشید!

گاها فکر می کنم اون چیزایی که ما دیدیم و شنیدم ،صدا و سیما بگه چی میشه؟

بعضی وقت ها فکر می کنم کسانی که این واقعیت ها را رو به تصویر نکشیدند چقدر خائن هستند!

شنیدم که دوربینت را برده اند! علاوه بر صفات دیگر "دست کج" هم به صفاتشان اضافه شد...

خریدن یک دوربین بهتر هدیه ما به تو تا در ثواب بقیه عکس ها با تو شریک شویم!

راستی یه دوربین خوب برای یه عکاس خوب چنده؟


خوشبختانه کامنت ها تعدادش بالاست و متاسفانه وقت من کم! ببخشید که تاییدشون طول خواهد کشید...

نادر طالب زاده پسر سرلشگر(!) منصور طالب زاده دوستت دارم

سلام

نادر طالب زاده پسر ِ...

سرهنگ نه...

سرتیپ نه...

سرلشگر نه...

اصلا ارتشبد منصور طالب زاده دوستت دارم.

تو را به خاطر خود ِ خودت دوست دارم...

فقط و فقط به خاطر حمایت تو از اصل 110 قانون اساسی!

ما نفهم نشده ایم و به خوبی می فهمیم که علت این خصومت ها فقط و فقط به خاطر تلاشهای تو برای انقلاب است...

بگذار سایت آقا زاده ی معلوم الحال به خیالش تو را تخریب کند مهم نیست ،مهم این است که حسین بهزاد رگ گردنش به خاطر توهین به تو باد می کند ،مهم این است سعید قاسمی تو را دوست دارد...

قلم بهزاد ما را ،رهبر ما تحسین می کند و بهزاد تو را...

سایت مجهول الحال را چه کسی تحسین می کند؟ که او تو را تخریب کند!؟

طالب زاده مهم این است که فیلم هایت خاری در چشم مدعیان است ،از همان روز اولی که برنامه ات شروع شد انتظار داشتم که از صحنه به درت کنند چون خوب کار می کردی...

رازت تو را به بیمارستان کشاند ولی به خاطر رازت از بیمارستان می آمدی...!

برنامه ات در شبکه که نه در قلب ها جا افتاد ،هنوز خاطره ی رازت در دلهاست...

در این صدای و سیمای عجیب و غریب که شاید سرزمین عجایب آلیس است برنامه ی تو بود که امید ما بود ،تو مجری ای بودی که در این وانفسا باعث امید ما بودی و هستی...

مهم این است که حاتمی کیا تو را محرم می داند برای صحبت های مگویش...

خیلی ها با شیوه ها متحجرانه می خواهند قلم تو را بشکنند ،کسانی که فریاد آزادی های بیانشان گوش فلک رو کر کرده است.

مردم دوستت دارند همین!

من هم یکی از مردم....


پ.ن.1:با فرضیه بالاتر از سیاسی رنگی نیست نوشتم!

اصلا پدر طالب زاده همونی که اونا گفتن...(در حالی که همه ی حقیقت رو نگفتند!) باز هم ما طالب زاده را دوست داریم...

پ.ن.2: 22 بهمن خوبی بود دوست داشتم در مورد 22 بهمن بنویسم ولی دیدم این مهم تره!

حاشیه ای از نماز جمعه ی امروز...

سلام

در سایت رهبری  khamenei.ir نوشته بود که علاقمندان می توانند دست نوشته ها و یا تصاویر خود را از حاشیه های نماز جمعه امروز تهران را به سایت بفرستند و از میان آثار رسیده بعضی به عنوان نمونه منتشر شود.

با ذوق و شوق تمام قصد کردم که تصاویر و متنی از حاشیه های نماز جمعه امروز تهیه کنم ،اما...

از خانه که در آمدیم فکر می کردیم مثل همیشه به موقع خواهیم رسید و جای پارک خوبی هم نصیب ما خواهد شد ،اما...

هنوز به ابتدای کوچه نرسیده بودیم که که صدای شعار های مردم شنیده می شد اما از رادیو...!

ما اهل کوفه نیستیم علی تنها بماند...

باورم نمیشد که خطبه ها شروع شده باشد ولی باور من تاثیری نداشت و خطبه ها شروع شده بود ،من هم با شعارهای مردم ذوق می کردم.

آخرهای خطبه اول بعد از ترافیک شدید به محوطه نماز رسیدیم ولی امان از یک جای پارک! خانواده را پیاده کردم و من ماندم و یک ماشین و یک جای پارکی که باید پیدا میشد! هر چه می چرخیدم ناامید تر میشدم گوش هایم به رادیو بود و گذشت زمان را حس نمی کردم ،دائم به خودم دلداری می دادم که حتماً تا قبل از پایان خطبه ها می رسم ،بعد از مدتی این دلداری به دلداری رسیدن به نماز تبدیل شد.

امان از این نیروهای انتظامی! امان...!

راهی نمانده بود که نبسته باشند ،باقی مردم هم مثل من سرگردان که بلکه راهی به نماز بیابند ولی نیروی انتظامی مثل دفاع تیم ملی ایتالیا در دهه های دور نمی گذاشت کسی از خط دفاعی عبور کند!

البته بدون ماشین امکان عبور بود ! مثل بازیکن بودن توپ...

پدرم دائم تماس می گرفت و مثل جی پی اس موقعیت من و ماشین را می گرفت که بعد از نماز سرگردان نشوند ،البته بنده خدا تقصیری نداشت ،صبح زود لطف مخابرات نصیب حال من شد و خط موبایلم یک طرفه شد بدون هیچ اخطاری و قبضی هر چه فکر کردم نفهمیدم که چرا من به مخابرات بدهکارم؟

آخر انقدر چرخیدم و چرخیدم که خسته شدم بعد از ساعتی گشت و گذار آخر جای پارک نیافتم ،به کناری زدم و با حسرت به رادیو گوش می دادم.

سعی کردم نزدیک ترین جای ممکن به نماز جمعه بایستم ،دیگر زبان خطیب جمعه تهران عوض شده بود و با لحن زیبایی به عربی خطابه می کرد ،قرائت عربی آقا همیشه مرا به یاد نماز جمعه می اندازد، از بچگی عاشق صوت قرآن آقا بودم  ،در هنگام قرائت حمد و سوره همه جا را سکوت فرا می گیرد و تنها صدایی که به گوش می رسد صدای شرشر آب جوی های آب است و صوت قرآن...

نه جای پارکی پیدا شد و نه زمانی مانده بود که خودم را برسانم و برای اولین بار به نماز رفتم و به نماز نرسیدم.

خطبه ها تمام شده بود و وقت آمدن بود ،رایو بعد از خطبه ها از نماز مضایقه کرد و برنامه را قطع کرد من هم در عوض آن با گوشی موبایلم مشغول گوش دادن به قطعه صوتی فیلم زیبای در این قطعه از بهشت شدم...

آمدم ای شاه پناهم بده...

خط امانی ز گناهم بده...


پ.ن.1: امروز رفتم مشکل گوشیم رو برطرف کردم و خطم وصل شد!

همون جوری که یهویی گوشیم قطع شد به همان سرعت وصل شد و در عرض یک ثانیه خطم دوطرفه شد...

دوران آموزشی به نداشتن موبایل عادت کرده بودم ولی همین یک روزی که نمی تونستم به کسی زنگ بزنم خیلی سخت بود و بدنم گزگز می کرد!

در کمال ناباوری من این مطلب به وسیله سایت khamenei.ir با عنوان به گزارش شما | نماز جمعه از رادیو و در خیابان منتشر شد و این افتخار نصیب من شد که سایت رهبری گزارش من از نماز جمعه را منتشر کرده باشه...

بهترین هدیه به من در آستانه ی 22 بهمن...

 

اتوبوس دانش آموزان ژاپنی یا کارمندان مایکروسافت؟+عکس

سلام

امروز در سایت های خبری عکس های با تیتر "سرویس مدارس دانش آموزان ژاپنی" نظرم را جلب کرد ،به نظرم تیتر خبر با عکس جور در نمی آمد ،با موتور جست و جوی معکوس گشتم و عکس را در منابع اصلی آن پیدا کردم و حدسم به یقین تبدیل شد که این اتوبوس دانش آموزان ژاپنی نیست!

این اتوبوس به منظور استفاده کارکنان مایکروسافت طراحی شده و مورد استفاده قرار می گیرد...


به نظرم سایت های خبری باید بیشتر در انتشار این مطالب دقت کنند ،برای اولین بار که این مطلب را خواندم به ذهنم آمد که حتماً سایت ها به نوعی قصد دارند به مقایسه این سرویس مدرسه با مدارس داخل ایران بپردازند که البته چنین نیز شد!

به شخصه هیچ وقت سرویس مدرسه نداشتم و در دوران دبیرستان یک ساعتی در راه بودم که به مدرسه می رسیدم و خیلی دوست دارم که دانش آموزان ایرانی هم چنین امکاناتی داشته باشند ولی اصل خبر به نظرم کمی ساده انگارانه است ،امکاناتی در این سطح هیچ وقت به کار حتی دانش آموزان ژاپنی هم نمی آید! مگر دانش آموزان چه تخصصی بالایی دارند که می توان در زمان بین منزل و مدرسه از این تخصص استفاده کرد و آن را معطل نگذاشت!؟

بیشتر به نظر می رسد این گونه اخبار که با اندکی تحقیق می توان به دروغ بودن آن پی برد بیشتر سعی دارند که به نوعی روحیه ایرانی ما را تضعیف کنند و با نشان دادن این چنین تصاویری به طور افراطی به بیان ضعف و فاصله زیاد ما با کشورهای دیگر بپردازند.

فاصله و اختلاف برخی مسائل میان کشورها غیر قابل کتمان است ولی ما نباید با دست خودمان موجودی های کشور خودمان را تعضیف کنیم و گذشته های دور را از یاد ببریم!

کشورهای توسعه یافته نیز از پله های پایین نردبان شروع کردند و به بالای نردبان رسیده اند و بدون طی مراحل ترقی و صعود نمی توان به مقصد رسید و این یه روند زمان بر است و با حرف درست نخواهد شد و باید برای تحقق آن زخمت کشید و زحمت اصلی این تحول به عهده دانش آموزان فعلی است که با خوب درس خواندن تبدیل به دانشجویانی خواهند شد که ضامن پیشرفت کشور در آینده خواهند بود و ما با انتشار این مطالب و مایوس کردن آنها به نوعی با دست خویش تیشه به ریشه مملکت خود خواهیم زد.

حالا فرض را بر صحت چنین عکسی می گذاریم...

با فرض صحت این چنین عکس هایی آیا این نشانه استفاده این سرویس برای تمامی چند میلیون دانش آموز ژاپنی است؟ آیا یک عکس می تواند بیانگر واقعیات یک کشور باشد؟ پس با این تفاسیر کافی است در یک عکس نقص های این کشور را به تصویر کشید و به کل ژاپن تعمیم داد!

نکته جالب در بیان این چنین مسائل این است که اگر تصویر مثلا بیانگر فقر در ژاپن باشد ،این عکس به سخره گرفته می شود و عکس را عکسی عامدانه معرفی می کنند که بیانگر واقعیت جامعه ژاپن نیست و با اهداف خاصی گرفته شده است! اما از چنین عکس هایی که حتی با فرض صحت نشان دهنده عمومیت این مسئله در یک کشور نیست به شدت استقبال می کنند.

ای کاش برای قبول هر مسئله ای کمی به آن بیندیشیم...

والسلام...

پ.ن.1:این بخش نظرات یه سایت معلوم الحال برای این خبر...

این سایت همواره سعی می کنه که در بخش نظرات به نوعی ادامه ی مطالبی که نمی تونه توی متن اصلی خبر بنویسه در بخش نظرات بنویسه...

البته من مشکلی با این مطلب ندارم چون توقعی هم ندارم کار دشمن ،دشمنی است نه کار دیگه!

مشکل وقتی ایجاد میشه که به نوعی شعار آزادی داده بشه ولی حتی یک کامنت من هم تایید نشه! به نظر شما امکان داره در مدت چند ماه(چند ماه قبل انتخابات و این ماه اخیر) یک نفر حتی یکی از کامنتهاش تایید نشه؟ 

یه چند وقتی هست که دارم روی این سایت کار می کنم و قصد دارم مثل پست های مربوط به مصباح یزدی به صورت مستند به بررسی این سایت بپردازم. البته مبارزه یک نفره با یک تیم کاملا تعلیم دیده سخته ولی بسیجی هیچ وقت از مبارزه نمی ترسه!


پاکت نامه های زمان جنگ چه شکلی بودند؟+عکس

سلام

اینم چند نمونه از پاکت هایی که در زمان جنگ مورد استفاده رزمندگان برای نامه نگاری قرار می گرفت.فکر کنم که به نوعی این پاکت های یاد آور خاطرات اکثر خانواده های ایرانی باشه در روزگاری که این نامه ها تنها پل ارتباطی بین فرزندان و پدر مادرها بوده!

البته من که تو دوران آموزشی فقط از کارت تلفن استفاده می کردم و شاید ده ها سال دیگه عکس کارتهای تلفن رو به عنوان پل ارتباطی سربازان و خانواده ها معرفی کنند...

البته لازم به ذکره که این نمای کلی این پاکت هاست و این پاکت ها از دو طرف تاخورده و یک تا هم از وسط شکل نهایی پاکت نامه را تشکیل می دهد.البته به گمانم در شکل خط تاها به نوعی کامل کننده توضیحات من باشه...

3t47upl9606ipsgiyblj.jpg

dlyu674dkyo4if7arvt.jpg

image jpg 478-222 

image jpg 478-223 


یکسال مونده!

سلام

از امروز دقیقا یک سال مونده که خدمتم تموم بشه...