خداحافظ...

سلام

یک سال از کارهایی که من  به اسم عمار شروع کردم می گذره(بعد یک سال اولین عمار گوگل شدم!) ،با همه ی سختی ها و مشکلات این یکسال گذشت و چند روز دیگه من باید به سفر برم ،سفری که اختیار رفتن و نرفتنش دست من نیست!

اگر من می توانستم نمی رفتم و به نوشتن ادامه میدادم...(یعنی از سر تنبلی نیست!)

از همه ی شما خداحافظی می کنم و دلم برای شما تنگ خواهد شد.

می خواستم آخرین روز به شما بگم که دارم میرم ولی امروز یه مشکلاتی ایجاد شد که باعث شد زودتر خداحافظی کنم...

چند ماهی نخواهم بود...

ولی به امید خدا برخواهم گشت و با مطالبی جالب تر و قوی تر از قبل...(اینو گفتم فکر نکنید دارم می میرم!)

اونایی که خوشحال شدن که من دارم میرم ،زیاد خوشحال نشن درسته مدتی به اجبار روزگار نخواهم نوشت ولی برخواهم گشت...

از همه ی دوستانی که تو این مدت لطف داشتن و به من محبت کردند ،اظهار لطف کردن ،فحش دادن ،تهدید کردن و ... تشکر می کنم ایشاءالله همیشه موفق باشید....

احتمالا فقط یکی دو پست دیگه در خدمت شما هستم!

عمار

پ.ن.1: یه نکته ی جالب هم تو این مدت بود بعضی بندگان خدا می آمدند و به من می گفتن که شما که آقا رو می بینی(فکر کن) مثلا بهش این فلان قضیه رو هم بگو یا ما این انتقاد رو هم داریم اینم به ایشون بگو و ...

واقعا من شرمنده این افراد می شم خدا شاهده من فقط سالی یکی دوبار (یه دفعه کمتر یا بیشتر) و از فاصله ی دور می تونم ببینم اونم تو مراسم های عمومی!

مثلا محرم ای ،فاطمیه ای یا رمضان همین...

این دست از افراد اگر صحبتی و توصیه ای دارن می تونند که به سایت خود آقا پیغام بدن یا از طریق نامه...

این آخری هم باز یه بنده خدا چنین نظری گذاشته بود!

پ.ن.2:از همه ی کسانی که تو این مدت به این وبلاگ لطف داشتن تشکر می کنم....

داشت الف رو یادم میرفت!

یه تشکر ویژه از سایت الف می کنم که اولین پشتیبان این وبلاگ بود و حتی بعد اون قضایای کثیفی که بعضی سایت ها به خاطر تیتر یکی از مطالب من به وجود آوردند ،دست از حمایت برنداشت

کلی زحمت کشیدم اسم ها و لینک ها رو در آوردم که به عنوان تشکر بگذارم که بلاگفا نگذاشت!

من کلک زدم گذاشتم جای دیگه....

نمی دونم به اسم کدومتون گیر می داد می گفت یکی از این لینک ها غیر مجازه!

خودتون با زبون خوش اعتراف کنید! کدومتون تو لیست سیاه بلاگفا قرار داره؟

خبر فوری- شیطان دستگیر شد!

سلام

حلول ماه رمضان بر همه ی شما مبارک...

:)

دلم برای همه ی شما حتی اونایی که بد و بیراه می گفتن تنگ میشه...

:(

http://www.askquran.ir/showthread.php?t=15160

راستی باز هم رمضان آمد و نماز های ظهر و عصر آقا تو بیت من که چند روز دیگه بیشتر نیستم حتما یه روز میرم اونجا...

از معدود روز هایی که تو سال ما آقا رو می بینیم ،اون هم از دور...  :(

ما به همین اش هم راضی هستیم :)

دوست دارم خودم خفت کنم!

سلام یه بنده خدایی اومده یه کامنت گذاشته که:

[بیب][بیب][بیب][بیب][بیب][بیب][بیب][بیب][بیب][بیب][بیب][بیب][بیب][بیب]دوست دارم خودم خفت کنم [بیب][بیب].

اگه یه کسی به شما بعد کلی بیب بگه دوست دارم خودم خفت کنم چه جوابی بهش می دید؟
شما جواب هاتون رو بنویسید منم آخرش میگم چی بهش میگم...

پ.ن.1:بیب کلمه ای است که جای توهین ها گذاشتم

پ.ن.2:اگر یه درگیری فیزیکی بود و حمله می کردی خفم کنی حتما از خودم دفاع می کردم...
ولی الآن که فکر می کنم هیچ احساس بدی نسبت به تو ندارم...
بیشتر حس ترحم نسبت به تو دارم نه تنفر!
دلم به حالت می سوزه!
تو هم مثل ده ها نفر دیگری که توهین کردند ،دلم برای همه ی شما می سوزه...
من که از شما گذشتم ایشاءالله خدا هم از همه ی ما بگذره

پ.ن.3:کامنت ها رو تایید کردم...
تا چند روز دیگه یه خبر به همه میدم...
یه کم ناخوش احوالم ببخشید زیاد حوصله ندارم!
امروز خدا خیلی به من رحم کرد

پیغام آیت الله بهجت به رهبر انقلاب درباره ی فتنه به روایت فرزندشان-صوتی

سلام

از منابع معتبری مطرح شد که آیت الله بهجت درباره ی فتنه اخیر به آیت الله خامنه ای پیغام می دهند که کارهایی که من می توانستم(در جهت مقابله) انجام دادم بقیه رو شما انجام بدهید.(البته این نقل قول رو عده ای که در دلشون غرض و مرضی بود تکذیب کردند ولی فرزند ایشان در همایش افلاکیان خاک نشین که درباره ی شخصیت آیت الله بهجت برگزار شده بود این مسئله را تایید کردند.)

فکر کنم شنیدن این صحبت ها از فرزند ایشان شیرین تر باشه...

والسلام علی من التبع الهدی

پ.ن.1:برای دانلود روی دکمه کلیک کنید یه لینک میاد برید اونجا و دانلود کنید.

پ.ن.2:از جاهای مختلف داره این مطلب لینک میشه و عده ای هم .....بماند.

مسئله ی اصلی ای که بعضی ها رو خیلی ناراحت کرده و اول سعی کردن که اصل این مسئله رو منکر بشن در قدم بعد خواستن موضوع رو عوض کن در گام بعد...

مطلب دیگه اینه که آیت الله بهجت فرمودند که من برای پیشگیری و کاستن از بعضی مسائل کارهایی انجام دادم و کارهایی هم می فرمایند که خود آقا انجام بدهند...

مسئله دیگه چرا با وجود کارهای آیت الله بهجت جلوی این فتنه گرفته نشده!؟(به نظر من) اصلا قرار نبود گرفته بشه(باید زهر اصلی گرفته میشد ،که شد) ، این قبیل مسائل سبب آزمایش و امتحان های الهی است که سره از ناسره تشخیص داده بشه و این اقدامات تا حدی پیشگیرانه و بیشتر آگاه سازی بوده است که در همین امتحان هاست که بعضی مسائل روشن میشود.

مسئله آخر این است که شرح کامل این مسائل به یکی از نزدیکان آیت الله بهجت گفته شده و به صورت کتاب احتمالا در آینده منتشر خواهد شد ،همان طور که فرزندانشان فرمودند.

گویا مطلبی که آیت الله بهجت به یکی از نزدیکان فرمودند مطلبی بوده که در کتاب آقای ری شهری منتشر شد.مطلب

به گمانم خواندن به توضیح بیشتر کمک کنه...

البته من خودم یقین نکردم هنوز و به احتمال خیلی زیاد این مطلب همان ،مطلب است.

توضیح :آقای حجازی از اعضای دفتر آیت الله خامنه ای است.

انتقام  ِمصباح یزدی-عکس

سلام

باز هم مطلبی در مورد سوابق مبارزاتی مصباح یزدی...

یکی از نشریاتی که در سالهای دور در قم علیه رژیم شاهنشاهی بعد از نشریه بعثت منتشر می شد ،نشریه انتقام بود ،اولین شماره ی نشریه ی انتقام که در بالای صفحه ی اول آن آیه ی مبارکه ی "انا من المجرمین منتقمون" درج شده بود در 29 آذر 1343 منتشر شد.

نشریه بعثت نشریه ای بود که به وسیله عده ای از طلبه های حوزه علمیه قم منتشر می شد و چون شروع انتشار آن با مبعث حضرت رسول-ص- مقارن شد اسمش را بعثت گذاشتند.

تصویر با کیفیت بالا

 ndv3un25df6lig89u1.jpg

تصویر با کیفیت پایین

 ozbfsflc5s6vqhhafe8n.jpg

بنا به مسائلی:

به علت آنکه بعضی از بیوت از این جریان(انتشار بعثت) آگاه بودند و کسانی هم که در تهیه ی ماشین ،تکثیر و... موثر بودند ،ارتباط نزدیکی با آن بیوت داشتند ،آن مقدار که زیر فشار بودیم ،آزاد نبودیم و باید مسائلی را رعایت کرده و احتیاطاتی داشته باشیم.از طرفی بعضی مطالبی را که می نوشتند مورد قبول ما نبود ،اما چون بنیان گذارانش آنها بودند و نشریه در اختیار آنها بود ،مجبور بودیم آن مطالب را بپذیریم. این بود که به فکر افتادیم نشریه ی دیگری که مستقل باشد و فقط علاقه مندان به حضرت امام در آن مشارکت داشته باشند و نیازی به رعایت ملاحظات دیگر نداشته باشد و ترویجی از بعضی بیوت یا از بعضی کارهایشان نشود و مستقل در جهت مبازه با دستگاه کفر و صرفا در همان جهت حمایت از روحانیت مبارز فداکار قدم بردارد ،را راه اندازی کنیم تا این که با کمک آقای هاشمی توانستیم ماشین دیگری تهیه کنیم و نشریه ای به نام "انتقام" را تاسیس کردیم1...

البته خود آقای هاشمی از این که ما این کار را انجام می دهیم ،اطلاع داشتند2 ولی مشارکتی در آن نداشتند.

آیت الله مصباح و عده ای تصمیم به انتشار نشریه ی مستقل ای به نام انتقام گرفتند.

تصویر با کیفیت بالا

4a3by5ttq0gqkroyzf31.jpg

تصویر با کیفیت پایین

5596c8keces8eupkm9o.jpg

آیت الله مسعودی خمینی در رابطه با نشریه ی انتقام و آیت الله مصباح چنین می گویند:

مطالب نشریه ی انتقام به قدری انقلابی و تند بود که الان نیز وقتی که انسان آنها را مطالعه می کند لرزه بر اندامش می افتد...

یادم می آید که ایشان(آیت الله مصباح یزدی)مقاله ای در رابطه با "موسی چمبه" که از دیکتاتور های کنگو بود ،نوشته بود. وی در این مقاله شاه را با موسی چمبه مقایسه کرده و نوشته بود:"موسی چمبه ی ایران را بشناسید" اگر آن زمان معلوم میشد که چه کسی این نشریه را تهیه می کند و این مطالب را می نویسد ،قطعا" آقای مصباح به بهشت رفته بود ،ولی قسمتش این بود که بماند و این روزها را ببیند.

خود آیت الله مصباح درباره ی نشریه انتقام می گویند:

یک نکته ی دیگر هم که نمی خواستم و نمی خواهم وارد بشوم ولی ناچار اشاره ای می کنم آن است  که کسانی که در مبارزه ی مخفی و سری وارد می شدند ،نمی آمدند افشا بکنند ،"بعثت" و یکی هم "انتقام". سوال کنید این نشریات را چه کسی منتشر می کرد؟ در نشریه ی بعثت بنده از اعضای اصلی بود و نشریه ی انتقام هم عمده کارش را اصلا" خود بنده انجام می دادم و حتی نزدیک ترین دوستانم خبر نداشتند ...

حالا من باید بیایم و در بوق کنم که آقا ما چه مبارزاتی کرده ایم؟3

 تصویر با کیفیت بالا

n8cnl0ju29c19jpxlr4.jpg

تصویر با کیفیت پایین

3ey9fufovzfula4gv56w.jpg

بعدتر و در ماجرای قتل منصور و لو رفتن هیئت های مؤتلفه و محکوم شدن تنی چند از اعضای آن به حبسهای طولانی و اعدام برخی دیگر به خاطر پیدا شدن این نشریه در میان اعضای هیئت های مؤتلفه ساواک به شدت به این نشریه حساس شد و لو رفتن یکی از اعضای رابط توزیع نشریه در شیراز که به صورت مستقیم این نشریات را از آیت الله مصباح دریافت می کرده است(البته نه به عنوان موسس بلکه به عنوان طلبه ای که واسطه پخش بوده است) تحقیقات ساواک و تحت تعقیب قرار گرفتن موسسان نشریه ی انتقام دیگر منتشر نشد.

________________________________________________________________________

1-مصباح یزدی

2-دستگاه پلی کپی را آقای هاشمی تهیه کرده بودند.

3- فصلنامه ی کتاب نقد ش 14و15 ص 62


پ.ن.1:البته این داستان انتشار توضیحات مفصلی هم دارد که شاید در زمانی مناسب بیان کردم.

پ.ن.2:برای کسانی که برای بار اول پای به این وبلاگ می گذارند و در ذهنی خود کوهی از شبهه در مورد آیت الله مصباح دارند توصیه می کنم که پست های زیر را هم در پاسخ به دیگر شبهات در مورد ایشان است مطالعه کنند.

مصباح کیست؟

متهم ردیف اول:مصباح یزدی!

مصباح دوستان

مصباح:به حساب اصلاح طلبان خواهیم رسید...

مصباح یزدی به لندن رفت...

تفاوت یک فتوا از آیت الله مصباح و آیت الله صانعی

جواب آیت الله مصباح به اتهامات حجت الاسلام محتشمی پور...

اسناد رسوایی مخالفان مصباح یزدی+عکس ....!

نمونه هایی از توهین های روزنامه ها به مصباح یزدی+عکس....!!!!!

جوابیه ای که تابناک منتشر نکرد!

سلاح مخصوص مصباح یزدی...!

چرا مصباح یزدی با تصمیم امام مخالفت کرد؟

اساسنامه هیئت مدرسین به خط مصباح یزدی-عکس

نامه شهید بهشتی به آیت الله مصباح یزدی+عکس نامه

ماجرای منتشر نشده ی پیغام آیت الله بهجت به آیت الله خویی-صوتی

سلام

ماجرای پیغام منتشر نشده آیت الله بهجت به آیت الله خویی به روایت فرزند ایشان...

والسلام

پ.ن.1:برای دانلود روی دکمه کلیک کنید یه لینک میاد برید اونجا و دانلود کنید.

لینک پشتیبان:دانلود

داستان مسلمان شدن یک مسیحی-صوتی

سلام

داستان زیبای مسلمان شدن یک مسیحی به روایت استاد پناهیان...

والسلام

پیرمردی با همت عالی...

سلام

توضیح: یه بنده خدایی که با من بود دو تا نکته رو تاکید کرد:

اول اینکه این بنده خدا روحانی بود

دوم اینکه منظور من از مندرس و کهنه واقعا نیت بدی نبود و این نکته ضروری است که بگم که واقعا انسان تمیز و مرتبی هم بود.

خیلی دوست داشتم در مورد این پیرمرد بنویسم.

چند ماه قبل به قم رفته بودم بعد از خروج از درب حرم در کنار خیابان پیرمردی حدودا 70 ساله با لباس های مندرس و کنهه ایستاده بود و کتابی در مورد احکام نماز می فروخت شاید نزدیک یک کیف کتاب داشت که گویا خودش نویسنده کتب ها بود و خودش هم مسئولیت فروش کتابهای خودش را به عهده گرفته بود.

نکته جالب برای من این بود که با تمام فقر ظاهری ای که داشت اگر کسی ،مردی ،زنی ،جوانی ،پیری از کنارش می گذشت و ظاهرش به گونه ای بود که استطاعت خرید کتاب نداشت آرام می گفت: اگر پول ندارید عیبی ندارد این کتاب را هدیه ببرید...

من که فقط شرمنده شدم!

احسنت به تو پیرمردی که همتی عالی داری...

پ.ن.1: یه بار به صورت اتفاقی دم در بیت رهبری تو ایام فاطمیه وحید یامین پور رو دیدم ،معمولا براش مطلب می فرستادم و کلی ازش انتقاد می کردم البته انتقاد برای بهبود...

وقتی دیدمش گفتم مرد مومن چرا این همه کامنت می گذارم چرا جواب این انتقاد ها و بحث هایی(که برای خیلی وقت می گذارم) نمی دی ،یه خنده ای کرد و گفت پسر خوب اگه قرار باشه که به همه ی کامنت ها جواب بدم کلا باید بشینم خونه و تو روز هیچ کاری نکنم :)))

جدیدا" دارم به اون صحبت اون روزش می رسم!

تنها مصیبتی که ائمه به آن مبتلا نشدند-صوتی

سلام

جالب بود گفتم شما هم بشنوید.

والسلام

چگونه امکان دارد رهبر از جانب خدا انتخاب شود؟

جنتی: خداوند سمت رهبری را بر آیت الله خامنه ای محول کرد.

بعد از صحبت های آقای جنتی در سایت ها این شبهه مطرح شده است که چگونه رهبری مشروعیتش را از خدا می گیرد؟البته این شبهه با بازی با الفاظ ایجاد شد...

اصلا این که رهبری از جانب خدا محول شود به چه معناست؟ یقینا همه می دانند که به معنای لفظی نصب مستقیم نیست به معنای مرسوم در جامعه در انتصاب اشخاص نیست و از کل سخنرانی آقای جنتی هم این بحث برداشت نمی شود پس مسئله کجاست؟

در جمله ی قبل ایشان به مدد الهی در حفظ جان رهبر در زمان حادثه ترور اشاره کرده اند که:

"در این حادثه که تمام دکترها از رهبر معظم انقلاب قطع امید کرده بودند و حتی خود رهبر معظم انقلاب، باورشان نمی شد زنده بمانند، اما خداوند با مددهای خاص و همیشگی اش، ایشان را ذخیره ای برای روز مبادا قرار داد."

و بعد ادامه می دهند که :

"به همین دلیل در زمانی که امام خمینی(ره) رحلت کرد، خداوند متعال، سمت رهبری انقلاب را بر مقام معظم رهبری محول کرد و ایشان، مأمور شد از طرف خداوند، که این انقلاب را و این نظام را و این راه علی(ع) را حفظ کند و ادامه دهد. "

حالا سوال اصلی اینجاست که چگونه رهبری می تواند مشروعیت خود را از خدا بگیرد و به نوعی منصوبی از جانب خدا باشد.در مورد ائمه می توان به راحتی با مراجعه به متن قرآن به این سوال پاسخ داد ولی آیا کسی که معصوم نیست می تواند از جانب خدا باشد؟

برای توضیح این مطلب این نکته ضروری است که مشروعیت در لغت فارسی یکصد سال اخیر حداقل به سه معنا به کار برده شده است:


1- حقانیت(خداخواهی) 2- مقبولیت(مردم خواهی) 3- قانونیت(مطابق قانون)

با توجه به این معانی به بررسی مبنای مشروعیت حکومتها می پردازیم.

1- مشروعیت تکوینی الهی:
این نظریه، نظرمکتب جبریه است که معتقدند: خدا حاکم و حکومت را خود به صورت تکوینی در راس جامعه می گذارد و خود با آن حقانیت می بخشد و چون مردم صاحب هیچ فعل اختیاری نیستند پس مقبولیت مردمی هیچ نقشی درمشروعیت به معنای حقانیت حکومت ندارد.

2- مشروعیت مردمی محض:
این نظریه مکاتب معتزله و لیبرالیسم است که معتقدند خدا انسان را آفریده در جامعه رها کرده و اختیار حکم و حکومت و قانون را به خود اوسپرده است. پس هر کس را مردم انتخاب کردند او حاکم حق مورد تایید خداوند است. بنابراین در این نظریه مقبولیت مردمی مساوی با حقانیت الهی است.

3- مشروعیت تغلب:
این نظریه اشاعره است که معتقدند هر کس با قوه نظامی برسر کار بیاید او خلیفه رسول خدا است و حقانیت خود را از خدا می گیرد. پیروان این نظریه یک عبارت معروف دارند که می گوید: " الحق لمن غلب " ( حقانیت از آن کسی است که غلبه کند ). این عقیده امروزه برذهن اکثریت اهل سنت حاکمیت دارد.

4- مشروعیت مجموعی:
این نظریه برخی طلاب و دانشگاهیان پس ازانقلاب اسلامی است که معتقدند خدا حاکم مورد نظر خود را به اسم یا مشخصات به مردم معرفی کرده است و برمردم واجب است که از او تبعیت داشته باشند. اما چنین حاکمی تا نصف بعلاوه یک مردم او را نپذیرفته باشند حکومتش حقانیت ندارد. نتیجه چنین نظریه ای این می باشد که حکومت اسلامی هر چند سال یک بار بایستی برای اصل خود رفراندوم کند تا ببیند آیا نصف بعلاوه یک را دارد یا خیر. نتیجه دوم نیز این است که مردم در حقانیت بخشی به حکومت با خدا شریک هستند.

5- مشروعیت تشریعی الهی :
این نظریه امام خمینی و اکثر فقهاء مطرح طول تاریخ تشیع است که معتقدند: خدا حاکم مورد نظر خود را به اسم یا مشخصات به مردم معرفی کرده است و برمردم واجب است که از او تبعیت داشته باشند. بر اساس این نظریه خداوند خود حقانیت را به حاکم یا حکومت می بخشد ومردم فقط فعلیت بخشده به حکومت می باشند و در حقانیت بخشی به حکومت هیچ نقشی ندارند. در نتیجه حاکم و حکومت برای حقانیت نیازی به نصف بعلاوه یک مردم ندارد و لازم هم نیست که هر چند سال یکبار برای اصل حکومت رفراندوم کند.

بر این اساس اکثر فقهاء تاریخ تشیع معتقدند که مشروعیت حکومت و حاکم اسلامی با انتصاب الهی است و نه انتخاب مردمی. اگر چه انتخاب مردمی در تحقق حکومت اسلامی یک نقش اساسی دارد.

پیروان این نظریه معتقدند که وقتی پیامبر که منصوب خدا است و براساس رای خود نظری نمی دهد و هر آنچه می گوید وحی الهی است( و ما ینطق عن الهوی ان هو الا وحی یوحی ) پس وقتی فرمود: فقهاء جانشینان من هستند. پس فقیه منصوب خداوند است و حقانیت خود را از او می گیرد.(و اما الحوادث الواقعه فارجعوا فیها الی روات حدیثنا فانهم حجتی علیکم و انا حجة الله)

پس این گونه است که ولی فقیه حقانیت خود را از جانب خدا می گیرد و این تفاوتی هم ندارد امام بنا به این حکم منصوب خدا بود ،رهبری فعلی هم منصوب خداست و...

پ.ن.1:در مورد این که مشروعیت حکومت با انتصاب الهی است نه انتخاب مردمی ذکر این نکته مهم است که این افراد منصوب هستند ولی اگر مقبولیت مردمی نباشد امکان تشکیل حکومت الهی نیست یک مثال واضح دوران حضرت علی -علیه السلام- است ،حضرت علی از جانب خدا ولی خدا روی زمین بود ولی آیا زمانی که سه خلفیه قبلی به ناحق حکومت خدا را غصب کرده بودند حضرت علی ولی خدا نبود!

حتما جواب منفی است ،آیا ما می توانیم بگوییم چون جو آن زمان طوری بود که حکومت غصب شد پس باید به رای(!!!) مردم احترام گذاشت و دم نزد!؟

پاسخ تفضیلی هاشمی رفسنجانی به منتظری...

تحليل آقای هاشمي رفسنجاني از غائله 23 آبان 1376

ادامه نوشته

أین عمار بعد از یک سال....

اول از همه این که ولادت یگانه منجی عالم بشریت مبارک و در ادامه:

یک سال پیش در چنین روزی اولین جرقه های عمار و روشنگری در صحبت های رهبر انقلاب زده شد.در صحبت هایی در جمع اعضای دفتر و سپاه حفاظت ولی امر.

اکنون یک سال از این ماجرا گذشته است.بعد از مدتی صوتی به نام أین عمار به وسیله سایت ایشان انتشار پیدا کرد که بسیار تاثیر گذار شد و منشاء حرکت های بعدی گردید.شاید بعد از صحبت های اولیه این کلیپ صوتی بیشترین تاثیر را بر من به عنوان یک مدعی عمار بودن گذاشت.شاید اکنون بعد از یک سال فرصت مناسبی برای بررسی تحقق این صحبت ها باشد.

نخبگان

برای همه ی ما مسلم و مشخص است که روی اصلی این سخنان نخبگان فکری جامعه بودند ،کسانی که به گفتن آنچه به نظرشان حق می رسید فراخوانده شدند.من و امثال من فقط یک دانشجوی ساده و معمولی بودیم و هنوز هم هستیم و با توجه به جایگاه و میزان نفوذ خود در مقابل گفته و اعمال خود مسئول و پاسخگو هستیم و یقینا با توجه به توان خود در روز حساب مواخذه خواهیم شد ولی یقینا نخبگان شرایط یکسانی با ما ندارند.هر که بامش بیش ،برفش بیشتر...

معیار ها چه بود؟

هنوز مدتی نگذشته بود که عمارها برای ثبت وبلاگ به سرویس های ارائه دهنده هجوم بردند و پیدا کردن نام عمار برای وبلاگ به گوهری نایاب تبدیل گشت ،من نه با نام عمار بلکه با نام دروغها شروع کردم و خوشحال از پویایی جوانان پیرو رهبر ،البته یقینا نام ها مهم نیست ،مهم منطبق بودن اعمال و گفتار ما بر کلام رهبری است(اگر ادعایی داشته باشیم) اما امر مهمی که بعد این یک سال باعث نگرانی است ،کلیشه شدن و فراموش شدن اصل ماجراست.

عمار قرار بود چه کار بر زمین مانده ای انجام دهد؟

رهبری در مورد عمار چه صفت هایی به کار بردند ،تبیین حقیقت ،گره گشایی ذهنی ،تعمیر ذهن های خراب البته نه در خود بلکه در دیگران ،پرهیز از گفت و گوهای تقلیدی ،انجام بحث های استدلالی و...

عمار بین جمعیت می رفت و شبهه زدایی می کرد ،عمار منتظر سوال کننده نمی نشست.عمار آنچه که به نظر خود حق می آید بیان می کند البته تمام سعی این است که تمام تلاش خود را برای رسیدن به حق انجام دهیم.اما متاسفانه عمار هم مثل سایر صحبت های آقا برای بعضی کلیشه شد ،حرف شد ،مد شد...

چرا خیلی از افراد دوست دارند کار تکراری انجام دهند؟ آیا انتشار عکس و صحبت های آقا کاری عمار گونه است؟ کاری که سایت رهبری بهتر از هر فردی از عهده اش برمی آید!

چرا جان کلام فراموش شد؟ عمار یک شعار و پز نیست ،وظیفه بزرگ و حیاتی است ،این صحبت را به تمام شئون می توان توسعه داد؟

نخبگان عزیز و ساکت ،علمای حوزه ،اساتید دانشگاه ،آقای صدا و سیما ،مدیران مسئول سایت ها ،مدیران مسئول روزنامه ها و.... همه شما در زمینه کاری خود باید عمار باشید ،نه با پز و ادعا ،باید به شبهات جواب داد.

بیائیم یک سر با هم به مدارس بزنیم ،مدارسی که همه روزه هزاران شبهه اعتقادی در بین بچه های ما ایجاد میشود ،"کی گفته خدا داریم؟" ،"قرآن تحریف شده!" ،"چرا من باید اجباری مسلمون باشم؟" ،"چرا من اگه از اسلام برگردم ،اعدام میشم" و هزاران سوال و شبهه دیگر که شاید برای یک فرد با اندکی اطلاعات اسلامی خنده دار و خرد به نظر برسد ولی آیا برای یک نوجوان 12-13 ساله که هیچ پاسخ روشنی در جواب نمی شنود اینگونه است؟

پس مسئول پاسخ به این سوال ها کیست ،چرا صدا و سیما کاهلی می کند؟

شبهه ای انتخاباتی مطرح میشود بعد کمتر از یک سال(چند ماه قبلتر بود) وزارت کشور هنوز خود را مسئول پاسخگویی به شبهات نمی داند! سوالهایی که خود جوابش را می دانست ولی حوصله ی پاسخ گویی نبود!

عدم پاسخگویی ای که بیشتر به نفع فتنه گران شد تا نظام!

در این یک ساله فعالیت من با پرچم عمار که مدتی با وبلاگ نویسی و قبل تر با بحث ها در کانون های گفتمان سپری شد ،هر روز ،هر هفته ،هر ماهی نگذشت که مگر از من برای بحث و گفت و گو  در کانون ها و شبکه های اجتماعی درخواستی نرسد این به چه معناست؟

قطعا به معنای قوی بودن من نیست ،بیانگر یک واقعیت است که عمار نیست ،عماری که به سوالات پاسخ دهد ،در همه زمینه ها ،به عبارتی دیگر عمار هست ولی پای کار نیست ،عمارهایی که فضای مجازی و جوان های امروزی را نادیده می گیرند و باور ندارند.عمار هایی که اطلاعات خود را قفل زده و نگهداری می کنند ،تا چند سال می توان اکثر ساعات شبانه روز فعالیت کرد؟

چند نفر عمار ،چه توانی برای مبارزه با این همه شبهه را دارند؟ چرا من همه روزه برای پاسخ به سوالات مختلف باید مثل دانشمندان قدیمی در هر رشته ای ماه ها و روز ها تحقیق و فعالیت کنم که بلکه جوابی مستدل و در خور به شبهه بدهم؟

به راستی در حوزه های مختلف به قدر کافی انسان شریف و مطلع نیست؟که حتما هست ولی دغدغه کار نیست.

چقدر جوان و نوجوان ساده فقط به خاطر سوالهای بی جواب ساده کم کم ذهن هایشان شکل می گیرد ،جوانی که شاید بدقلقی کند ،توهینی کند ،دلی بشکند ولی کیست نداند که مقصر این مسائل کسی نیست جز خود ما! چه کسی باید به سوالها این جوان ها پاسخ دهد؟ جز این است که علت این اشتباهات به خاطر کم کاری ها و سستی ها خود ماست؟

جوانی که به محبت احتیاج دارد بگذارید اگر توهینی هم می کند بکند ،جز این است که با توهین ها می توان تمرین صبر کرد؟ عیبی ندارد اگر سخن درشتی هم گفت به پای جوانی گذاشت و دم نزد؟ پاسخ درشتی نرمی است با محبت است که می توان دلها را تسخیر کرد...

قبول دارم که همیشه تحمل توهین راحت نیست شاید من هم چند دفعه ای از کوره در رفته باشم ولی بعد از مدتی توهین شنیدن ،صبر متاع گرانقدری است که خدا به انسان می دهد.

به خدا قسم روزی همه ی ما به خاطر کاستی ها و کسلی ها و تنبلی ها مواخذه خواهیم شد ،من شبها با وجدان راحت می خوابم که تقریبا از تمام سلول ها بدنم برای حرف رهبرم مایه گذاشتم ،عرصه قشنگی است جنگ نرم ،جنگی که برای من اغلب جنگ یک به چند بود ،که این چند از چند نفر تا چند صد نفر یا گاها چند هزار نفر تبدیل می شد.

جنگی که کسی از مجاهدت های تو خبری ندارد جز خدا ،کسی به تو مدال افتخار نمی دهد جز خدا ،برای جنگ به تو کارت نمی دهند ،فرزندانت از سربازی معاف نمی شوند! از خالصانه ترین کارهاست.مثل اکثر جوان های صادق و مؤمنی که 8 سال جنگیدند.جنگی است که سابقه نمی شود ،برای سربازی ات کاری نمی کند که احیانا عجب شیر نیفتی! قشنگی اش به همین است ،مزدی نباشد شیرین تر است.

 شبها و روزها می گذرد با یاد خدا و مظلومیت رهبر ،شبها و روز ها با غم و ناراحتی برای کسانی که از سر جهالت تو را آماج همه گونه تهمت و توهین قرار می دهند و تو به جای تلافی غصه می خوری و بعضا اشکی هم می ریزی  ،شبها و روز هایی که با دعا گذشت ،دعا برای کسانی که در روز به تو دشنامی دادند در شب ،دعا برای کسانی که آروزی مرگ تو را داشتند و تو نمی دانستی که به کدامین جرم آماج این همه تهمت هستی...

شب و روز هایی که نمی گذشت مگر تیر و ترکش تهمت و توهینی به جسم ات می نشست و به جز خدا کسی شاهدت نیست ،من از دست ها و چشم ها و اعضای بدنم تشکر می کنم ،دست هایی که به لطف خدا شفا یافت که اندکی وقف ولی خدا شود ،چشمانی که شفا یافت که رهبرم بی عمار نشود ،این یک سال گذشت و به سختی گذشت ،درد های این یک سال سالها بر تنم خواهد بود و طبیبی نیست جز یار...

یاری که فقط در رمضان و فاطمیه برای ما قابل روئیت است ،خدا را شکر که ماه رمضان نزدیک است.

بشکست اگر دل من به فدای چشم مستت               سر خُمِّ می سلامت، شکند اگر سبویی

روزگاری است که رهبر به کارگر احتیاج دارد وگرنه به قدر کافی عاشق دارد ،عاشق پای کار افضل است.

انگیزه من از بیان این صحبت ها ،سخنان خود رهبری است که فرمودند:

آن چيزى كه من در اين جمع خواستم عرض بكنم، همين مسئله‌ى انگيزه‌هاست. كارهاى خوب، كارهاى بزرگ، فقط با انگيزه‌هاى ممتاز و از اعماق دل برآمده انجام ميگيرد. كارهاى بزرگ را به صورت دستورى و تشريفاتى و ادارى و اينها نميشود انجام داد. كار مقرراتى و دستورى، در همان حد كار متعارف انجام ميگيرد؛ در صورتى كه كار برجسته و ممتاز، تابع انگيزه است. آن كسى كه از لحاظ كميتِ كار خيلى وقت خود را صرف ميكند و از وقت استراحتِ خودش ميزند، انگيزه‌ى بالائى دارد؛ اين يك چيز برجسته‌اى است. ما چنين روحيه‌اى را ديده‌ايم؛ در همين جا هم هست. در طول اين سى سال، بنده در جاهاى مختلف كه بودم - چه در زمان رياست جمهورى، چه قبل از آن در نيروهاى مسلح و جاهاى ديگر - از نزديك كسانى را مشاهده كرده‌ام كه واقعاً تعطيلى نميشناسند، استراحت نميشناسند؛ مايلند همه‌ى لحظاتشان را صرف همين كارى كه بر عهده‌ى آنها محول است، قرار بدهند. البته من همين جا به شما عرض بكنم؛ موافق اينجور كار كردن نيستم.

بنده معتقدم كار بايستى جورى برنامه‌ريزى و تنظيم بشود كه انسان بتواند به خانواده‌ى خود، به فرزندان خود، به روابط عاطفى بپردازد؛ خودش را له نكند. ولى خوب، بعضى هستند؛ حالا واقعاً يا ظرفيت زيادى دارند، به همه چيز در جاى خود ميپردازند و ظرف كار را لبريز ميكنند، يا اينكه از جاهاى ديگر كم ميگذارند و به كار اضافه ميكنند. اين حجم كار و كميت كار است كه سنگين و بزرگ و فراگير است؛ اين يكى از كارهاى برجسته است؛ اين احتياج به انگيزه دارد. تا انگيزه‌ى قلبى نباشد، هيچ كس به خاطر دستور و به خاطر حكم و به خاطر مقررات، اينجور كار نميكند. گاهى هيچ كس هم اين حجم كار را نميفهمد.

گویا هنوز بعد از یک سال صحبت های رهبر غریب است...

بیاییم از دستور ها، از سر باز کردن ها و... فاصله بگیریم یک مقدار کیفی تر کار کنیم و به کمیت فکر نکنیم.نیازها را بشناسیم کارهای تکراری انجام ندهیم و پویا تر باشیم.

چرا امام با آزادی نوشین نفیسی موافقت کرد؟

سلام

ماه قبل بود که سایت رجا مطلبی تحت عنوان پرونده‌اي كه لاجوردي را به آرزوي مرگ واداشت منتشر کرد که باعث ایجاد شبهاتی در بعضی محافل شد. بعضا مطرح میشد که چرا امام با آزادی خانم نوشين نفيسي موافقت کرد.

***بالاخره قسمت نظرات درست شد ولی نصفه و نیمه!***


ادامه نوشته

مرد 60 میلیون ریالی...

سلام

بعد این چهار ماه و تقریبا صد پستی که من نوشتم ،اگه یکی دو پست شخصی رو کنار بگذارم نزدیک 100 پست من به نوعی مربوط به دفاع از رهبر و نظام جمهوری اسلامی بوده ،جایی تو جرس دیدم که نوشته به ازای هر پست بسیج 60 هزار تومن پول میده!

سوال من از این دوستان اینه که من این مبلغ رو باید از کجا بگیرم؟

البته پست های من صرفا در دفاع از "آقا" بوده نه کس دیگه ،آیا این باعث کسر مبلغی از این پول میشه؟

آیا شماره حساب هم بدم قبوله یا باید حضوری مراجعه کنم؟

آیا این پول به من هم که فقط یه بار فرم بسیج رو پر کردم و کارت بسیجی ای هیچ وقت نداشتم ولی خودم ،خودم رو بسیجی می دونستم و می دونم تعلق می گیره؟

پ.ن.1:اینم آخرین تهمتی که به من و امثال من زده شد.

خدا رو شکر به لطف درسی که خوندم و تخصصم کار خوب و حقوق مناسبی دارم این وصله ها به ما نمی چسبه...

پ.ن.2:اینو در جواب یه بنده خدایی که خودش می دونه نوشتم!

پ.ن.3:واقعا این بچه های سایت img4u با نمک هستند ،اول من اونجا عکس رو آپلود کردم که لطف کردند و حذف کردند :)))

جدا" از این با نمک تر نمیشه که این عکس بر خلاف قوانین تشخیص داده میشه!

حالا شرایط حذف باحاله!

    • عکسهای مربوط به مسائل .....
    • عکسهایی که حقوق مولف آنرا نقض میکند(فاقد کپی رایت).
    • عکسهایی که مربوط به خصومتهای شخصی و یا قومی میباشد.
    • عکسهایی که به هر نحوی قوانین جرایم رایانه ای را نقض کند.
    • عکسهایی غیر مجازی که به هر نحو قوانین دولت جمهوری اسلامی را نقض میکند.

به نظر شما عکس من تو کدوم دسته قرار می گیره؟

می خوان منو تنبیه هم بکنند :)))

    • فورا دسترسی کاربر به IMG4U و سایر سرویسهایش قطع خواهد شد.
    • حذف تمامی عکسهایی که کاربر در IMG4U آپلود نموده است.
    • پیگرد قانونی(در صورت امکان)

دستت درد نکنه من خودم دیگه اونجا عمرا عکس آپلود کنم!

حذف این عکس هم زمان با این پست جالب شد!

از یه طرف پول میدن ،از یه طرف عکس حذف می کنند!

:)))

بلاگفا...

سلام

بعد کلی وقفه مشکل بلاگفا حل شد ولی در کمال تعجب تمام کامنت های بحث ها ناپدید شدند!

اینو از این لحاظ می گم که اگر کسی برای بحث ها جدید کامنت گذاشته بدونه کامنتش غیب شده! به نظرم بلاگفا به زودی این مشکل رو حل کنه...

یعنی امیدوارم که به زودی حل کنه!!!

تنها عاملی که باعث میشد من اینجا بمونم این بود که اینجا کامنت های پست ها موجود بود ،اگر اینم دیگه نباشه که دیگه فایده ای نداره.

احتمالا نتونید برای این پست کامنت بگذارید پس سعی نکنید!

ترجیحا اگر نظری دارید تو اینجا بگذارید...