سلام

یکی دیگر از اتهامات آیت الله مصباح یزدی مخالفت با تصمیم امام درباره ی تحریم جشن نیمه ی شعبان است و همواره این سوال مطرح میشده است که :

چرا مصباح با تصمیم امام مخالفت کرد؟

به عنوان مثال...

آقای موسوی تبریزی در این رابطه چنین می گویند:

«در سال 57، امام نزدیکی های نیمه شعبان اعلام کرد که به خاطر شهدای زیادی که انقلاب داده است و به خاطر مبارزه با رژیم شاه، امسال نیمه شعبان را جشن نمی گیریم... در قم، موسسه در راه حق که آقای مصباح یکی از گردانندگان آن جا بود، مراسم جشن گرفتند!»روزنامه آریا:25مرداد 78

آقای عبایی خراسانی نیز چنین می گویند:

«نکته ای که درباره موسسه در راه حق هست، بعضی مواضع این موسسه در برابر مواضع امام است. مثلا موردی که در جشن نیمه شعبان روی داد. با این که ما نسبت به امام زمان (علیه السلام) بایستی همیشه به یاد ایشان باشیم و انقلاب را به سمت مورد نظر ایشان هدایت کنیم، ولی در یک زمان، امام مصلحت نمی دیدند که جشن نیمه شعبان برگزار شود. شاید به این دلیل که ما عزادار بودیم و قوانین اسلام و قرآن هتک شده بود. در این جا حتی امام (قدس سره) به دوستان سفارش کردند و  پیام فرستادند که در جشن نیمه شعبان کاری که خوشحالی را نشان دهد، انجام ندهید.

چون ما خوشحال نیستیم و خود امام زمان (علیه السلام) هم به خاطر کارهای طاغوت نسبت به اسلام و انقلاب و نسبت به حمایت از اسراییل و دشمنان اسلام ناراحت است و بنابراین، خیلی شادی نکنید. متاسفانه ما می بینیم موسسه در راه حق، در این مورد به نحو دیگری عمل می کنند و جشن گرفتند. از همین جشن معلوم شد که عده ای از اینها مواضعشان موضع امام نبود و عملا روش انجمن حجتیه را ابراز کردند و من کاملا حال و هوای آن سال را یادم هست. در آن زمان، انجمن حجتیه و موسسه در راه حق از مواضع امام حمایت نکردند، بلکه نظریات دیگری بر خلاف نظر امام دادند و عمل کردند.»(این متن را در ماهنامه گزارش:اسفند 80 و فروردین 81 ش 132و 133 ،ص 51و52 هم می توانید مطالعه بفرمایید)

پس از انتشار این ادعا، آیت الله استادی ضمن مقاله ای با عنوان "کم حافظگی و دروغ" با رد این اظهارات، به دفاع از آیت الله مصباح و موسسه در راه حق پرداخت. در قسمتی از این مقاله چنین آمده است:

«خدا کند این آقایانی که بنا گذاشتند حضرت مصباح را خاموش کنند، لااقل از دروغ و خلاف واقع گویی بپرهیزند... در سال 57-56 موسسه در راه حق در دست ساختمان بود و کارهای فرهنگی آن مرکز در یک خانه قدیمی در کوچه ای تنگ که اصلا مناسب با جشن نبود، انجام می گرفت که در همان خانه، برخی از اساتید و بزرگان حوزه و حامی انقلاب حاضر می شدند و موسسه در راه حق (که یار صمیمی امام، ﺣﺠﺔ الاسلام و المسلمین شهید حقانی در هیئت مدیره اش بود) را به خاطر برنامه های سازنده اش مورد تقدیر و تشویق قرار می دادند و حتی تا بدو پیروزی انقلاب هم هنوز ساختمان موسسه آماده نشده بود و به یاد دارم که ﺣﺠﺔ الاسلام و المسلمین فاکر خراسانی در همان خانه آمد و گفت ما در صددیم اعلامیه هایی که مردم و همه اصناف و متدینان در شهر و روستاها درباره نهضت امام خمینی (قدس سره) منتشر کرده اند را گردآوری کنیم تا به اتکای این اسناد زنده، به ملی گرایان و دگر اندیشان بفهمانیم که شما در پیروزی این انقلاب و نهضت اسلامی سهمی ندارید، بی جهت مدعی نشوید. عامل پیروزی، مذهب و مذهبی بودن مردم بود. در همان خانه قدیمی کذایی بود که آقای دکتر ... برای اداره برخی کلاس ها می آمد و نزد یکی از افاضل، برخی درس ها را می خواند. البته ممکن است کم حافظگی، ایشان را هم به انکار وادارد. این را برای آن عرض کردم که شاهد مورد قبول آقایان یاد شده باشد.

موسسه در راه حق و شخص جناب آقای مصباح و برنامه های خوب و سازنده اش آن قدر مورد توجه حضرت امام (قدس سره) بود که از بدو پیروزی انقلاب تا رحلتشان؛ تمام هزینه های برنامه های آموزشی حضرت آیت الله مصباح را مرحمت می کردند که نسبت به آن زمان، مبلغ قابل ملاحظه ای نبود . می توانید از ﺣﺠﺔ الاسلام صانعی و دیگر عزیزان آگاه از دفتر آن امام بزرگوار بپرسید و امام فرموده بودند که اگر توسعه هم پیدا کند، هزینه ها را تامین می کنم.

"ببین تفاوت ره از کجاست تا به کجا" امام چه می فرماید و مدعیان پیروی از امام چگونه خلاف می گویند و می نویسند و فکر فردای قیامت هم حتما هستند. مدت ها حضرت مصباح با آیات عظام محمدی گیلانی و مظاهری مباحثه داشتند، از آنان بپرسید تا مقام فضل و دیانت وی برایتان روشن شود... عزیزی که در طول عمر از علاقه مندان و شیفتگان حضرت امام (قدس سره) بوده ، امروز به جرم اینکه می خواهد جلوی برداشت های انحرافی از اسلام و قرآن را بگیرد، مورد هجوم و اهانت قرار گرفته است که همه آشنایان با او و کسانی که از وی شناخت صحیحی دارند، ناراحتند. اما خوشبختانه او از آن بیدها نیست که با این بادها بلرزد و شنیده ام تصمیم دارند دشمنی ها و ناسزاها و تبلیغات دروغ را از داخل و خارج تحمل کند و به بحث های روشنی بخش خود ادامه دهد ... خدایا این درد را به که بگویم که مصباح را می خواهند با فحش و بدگویی و کاریکاتور و تبلیغات وسیع، خاموش کنند "و هم یحسبون انﱠهم یحسنون صنعاً" وقتی به یاد می آورم علاقه رجال الهی مانند آیت الله خاتمی (والد ماجد حضرت آقای خاتمی، ریاست جمهور محترم و عزیز، دامت توفیقاته) را به آقای مصباح، به خود می گویم، آنها چه می گفتند و برای دلسوزان دین و اسلام چه قدر ارج قایل بودند و اینها که به قول خودشان قرائت خاصی از دین دارند، چه می گویند؟! پنجاه سال تلاش علمی، تقوی، تعلیم و تربیت، انجام خدمات به نظام اسلامی، حمایت از امام و رهبری، نگارش آثاری سودمند و ارادت خاص به امام زمان (عجل الله) را به نام این که او مروج خشونت است، می کوبند و خدا گواه است که دروغ می گویند. او مروج دین است، نه مروج خشونت و بدترین خشونت، همین خشونت های قلمی ارباب بی مروت برخی روزنامه هاست.»روزنامه رسالت 8 شهریور 78.

ایشان همچنین در مصاحبه ای اعلام کردند:

«آقای مصباح، مدیریت بخش آموزش موسسه را به عهده داشتند و ما چون از طرفی ایشان را لایق می دانستیم و از طرفی نیز نمی خواستیم با اعمال مدیریت شورایی، کارهای ایشان را دچار وقفه کنیم،هیچ دخالتی در بخش آموزش نداشتیم و ایشان نیز هیچ نقش و دخالتی در کارهای ما نداشتند.»

پ.ن.1:ببخشید اسکن تصویر یه کم بزرگه!

آخه یه بنده خدایی اسناد و سوابق مبارزاتی ای که تو وبلاگ منتشر کرده بودم رو جایی گذاشته بود یکی اومده بود گیر داده بود که این اسکن ریزه ،خوندنش سخته ،کیفیت نداره و این صحبت ها...

برای من گذاشتن عکس با حجم چندین مگابایت هم کاری نداره من به خاطر کسانی که از Dial up استفاده می کنند سعی کنم حجم و کیفیت تصویر در حد معمولی باشه که برای کسی مشکلی پیش نیاد.

خلاصه اگر جایی عکس رو نقل کردید و از این ایرادهای بنی اسرائیلی کسی گرفت بگید برای با وضوح بالا براش اسکن کنم.

راستی تو اسکن به متن پایین سمت راست دقت کنید در تعریف حجتیه یه مسئله ای بیان شده که جالبه...

حجتیه کسانی بودند که معتقد به تز جدایی دین از سیاست بودند ،به نظر شما چه کسانی امروز قائل به این طرز فکر هستند؟و در چه گروه سیاسی ای قرار دارند؟