من داشتم بعد انتخابات زندگی خودمو می کردم.داشتم تو سایت ها چرخ می زدم که رفتم الف دیدم یه صوت به اسم أین عمار گذاشته گوش دادم و زندگی جدید من شروع شد! توی صحبتهای آقای خامنه ای یه نکته بود که شاید خیلی ها ندیدن و یا خودشونو به ندیدن زدن آقا یه ویژگی برای عمار ذکر کرده بود و اون هم اینکه عمار بین سپاهیان "روشنگری" میکرد! پس من شروع کردم به رفع شبهات انتخاباتی شاید دو ماهی همه زندگیم رفتن از این سایت به اون سایت بود... و این روند تا تقریبا یک سال ادامه داشت... من معتقدم توی گذشته انقلاب اگر خوب گشت و گذار می کردیم این اتفاقات نمی افتاد... دید من تو مسائل فرهنگیه ،همیشه نباید جون داد با فکر هم میشه ده ها و صد ها برابر تولید داشت. احیانا اگر اتفاقی افتاد من هستم ،منم حاضرم به خاطر رهبرم جون بدم... جون من فدای یه تار موی اون... فعلا که سربازم! 2 ماهی که نبودم رفتم بودم آموزشی و الان هم تو یگان خدمتی مشغول خدمتم... سربازی وبلاگم رو تقریبا نابود کرد!